جیم فارلی، مدیرعامل فورد، غول خودروسازی با قدمت بیش از یک قرن، نسبت به سه چالش اساسی و همزمان هشدار داده است که میتوانند آینده این صنعت را با مخاطرات جدی مواجه کنند. وی این تحولات را لحظهای برای «خودآگاهی» در صنعت خودرو توصیف کرده و معتقد است خودروسازان باید با این چالشها روبرو شوند، در غیر این صورت با پیامدهای ناگواری دست و پنجه نرم خواهند کرد.
فارلی که از سال ۲۰۲۰ سکان هدایت فورد را بر عهده دارد و پیش از آن تجربهی طولانی در تویوتا داشته، معتقد است که صنعت خودرو در آستانه یک دگرگونی بیسابقه قرار گرفته است. این دگرگونی که ناشی از سه عامل کلیدی است، نیازمند بازنگری اساسی در استراتژیها، فناوریها و رویکردهای تولیدی خودروسازان است. نادیده گرفتن هر یک از این تهدیدها میتواند بقای برندهای قدیمی و شناختهشده را به طور جدی زیر سوال ببرد.
چالش اول: ظهور قدرتمند خودروسازان چینی
نخستین و شاید ملموسترین تهدید، ظهور و پیشروی سریع خودروسازان چینی است. تا همین اواخر، شرکتهای غربی در بازار خودروی چین، دومین اقتصاد بزرگ جهان، حرف اول را میزدند. اما طبق گزارش وال استریت ژورنال، در سال ۲۰۲۳، خودروسازان چینی برای اولین بار از رقبای غربی خود در فروش خودرو در چین پیشی گرفتند. این یک نقطه عطف مهم است که نشاندهنده تغییر موازنه قدرت در مهمترین بازار خودروی جهان است.
فولکسواگن، که برای یک دهه بزرگترین بازیگر بازار چین بود، پس از رسیدن به فروش ۴.۲۳ میلیون دستگاه در سال ۲۰۱۹، با تغییر ترجیحات بازار به سمت خودروهای برقی (EVs) و محصولات داخلی، با کاهش فروش قابل توجهی روبرو شد. فورد نیز در چین شاهد کاهش فروش از اوج ۸۵۳ هزار دستگاه در سال ۲۰۱۶ به ۲۸۸ هزار دستگاه در سال ۲۰۲۲ بوده است. فارلی خود تجربه نزدیکی با محصولات چینی دارد؛ او در سال ۲۰۲۴، شش ماه با شیائومی SU7، اولین خودروی برقی این شرکت فناوری که بیشتر به خاطر گوشیهای هوشمندش شناخته میشود، رانندگی کرده و تحت تأثیر قابلیتهای آن قرار گرفته است.
این موفقیت خودروسازان چینی تنها به دلیل یارانههای دولتی بحثبرانگیز نیست، بلکه ناشی از تعالی مهندسی و نوآوریهای آنها نیز هست. شرکتهایی مانند BYD نه تنها در بازار داخلی موفق بودهاند، بلکه حضور جهانی خود را نیز گسترش دادهاند و حتی در فروش جهانی از فورد پیشی گرفتهاند، در حالی که تمرکزشان عمدتاً بر خودروهای تمام برقی و هیبریدی است. این امر زنگ خطری جدی برای خودروسازان سنتی در سراسر جهان به شمار میآید.
چالش دوم: پیچیدگی فزاینده در طراحی و مهندسی خودروهای مدرن
دومین چالش بزرگ، افزایش تصاعدی پیچیدگی در طراحی و تولید خودروهاست که تا حدی ناشی از ظهور خودروهای برقی و گذار به سمت «خودروهای نرمافزارمحور» است. این خودروها دارای سیستمهای بسیار پیچیدهتری برای ایمنی، کمک راننده و کنترل خودرو هستند که بخش عمدهای از آنها توسط نرمافزار هدایت میشود.
این پیچیدگی، فراتر از دانش فنی سنتی خودروسازان است و نیازمند تخصصهای جدیدی در حوزه نرمافزار، هوش مصنوعی و الکترونیک است. به عنوان مثال، فورد با مدل F-150 Lightning، یک وانت برقی که تنها پس از سه سال تولید متوقف شد، با مشکلاتی در طراحی مواجه شد. فارلی اذعان کرده که رویکرد سنتی آنها در طراحی خودروهای برقی، که تحت تأثیر تجربه با موتورهای احتراق داخلی بود، اشتباه بوده است.
در مقایسه، تسلا با رویکردی متفاوت، خودروهای خود را با تمرکز بر معماری باتری و نرمافزار طراحی کرده است. این تفاوت در رویکرد، منجر به اختلافاتی نظیر وزن بیشتر فورد موستانگ Mach-E نسبت به تسلا مدل Y شده است، که بخشی از آن به دلیل سیمکشی سنتیتر فورد بوده است. این مسئله نشان میدهد که صنعت خودرو باید از چارچوبهای قدیمی خارج شده و با دیدگاهی نو به سمت آینده حرکت کند.
چالش سوم: نوسانات و عدم قطعیت مقررات زیستمحیطی
سومین و شاید بزرگترین چالش، «گردباد مقرراتی» است که صنعت خودرو با آن روبرو است. در حالی که انتظار میرفت تمرکز اصلی بر خودروهای تمام برقی باشد، عواملی چون هزینه بالای باتریها و تغییرات در سیاستهای زیستمحیطی، معادلات را بر هم زده است. تغییرات در استانداردهای انتشار آلایندگی، از جمله کاهش الزامات سالانه توسط دولتهای مختلف، باعث ایجاد عدم قطعیت برای سرمایهگذاریهای بلندمدت خودروسازان شده است.
این تغییرات ناگهانی در سیاستها، برنامهریزی استراتژیک خودروسازان را با دشواری مواجه میکند. به عنوان مثال، کاهش الزامات بهرهوری سوخت توسط دولتها، ممکن است انگیزهی سرمایهگذاری گسترده در خودروهای تمام برقی را کاهش دهد و خودروسازان را به سمت رویکردهای محافظهکارانهتر سوق دهد. فورد نیز با توجه به این عدم قطعیتها، استراتژی خود را تعدیل کرده و بر هیبریدها، خودروهای برقی با برد افزوده (EREVs) و پلتفرمهای ارزانتر خودروهای برقی تمرکز کرده است.
فارلی تأکید کرده است که آینده فورد به شدت به درستی انتخاب کردن مسیر در این دوران پر تلاطم بستگی دارد. او هشدار داده است که اگر شرکت نتواند در این مسیر درست گام بردارد، ممکن است دیگر وجود نداشته باشد. این سخنان نشاندهنده اهمیت حیاتی انطباقپذیری و نوآوری در برابر چالشهای پیش رو است.
تحلیل تاثیر
این سه چالش – رقابت شدید چینیها، پیچیدگی فزاینده فناوری خودروهای نرمافزارمحور و عدم قطعیت مقررات زیستمحیطی – صنعت خودرو را در نقطهای حساس قرار دادهاند. خودروسازان سنتی نه تنها باید با فناوریهای نوین سازگار شوند، بلکه باید درک عمیقتری از بازارهای جهانی، بهویژه بازار چین، پیدا کنند. همچنین، توانایی انطباق با تغییرات سریع در مقررات و سیاستهای دولتی، عاملی کلیدی برای بقا خواهد بود. آینده صنعت خودرو متعلق به شرکتهایی است که بتوانند این سه طوفان را با موفقیت پشت سر بگذارند و خود را برای عصر جدید حملونقل آماده کنند.