در ماههای اخیر، زمزمههای نگرانی از جایگزینی نیروی کار انسانی توسط هوش مصنوعی (AI) در اقتصاد آمریکا، همچون ابری دوردست بر فراز این کشور سنگینی میکرد. اما این هفته، طوفان به واقعیت پیوست و مقالات منتشر شده که گویی پایان جهان را نوید میدادند، به شکلی باورنکردنی به واقعیت نزدیک شدند. بحث بر سر این است که آیا موج جدید پیشرفتهای هوش مصنوعی، طبقه کارگران یقه سفید را به سمت یک بحران اقتصادی سوق خواهد داد یا خیر.
متی شومر، یکی از چهرههای برجسته در حوزه هوش مصنوعی، اوایل ماه جاری با انتشار مقالهای در پلتفرم X (توییتر سابق)، جنجال بزرگی به پا کرد. او در این مقاله که بعدها در نشریه Fortune نیز بازنشر شد، با قاطعیت استدلال کرد که کارگران مشاغل دفتری باید نگران آینده شغلی خود باشند. شومر این دوره را به فوریه سال ۲۰۲۰، همزمان با گسترش همهگیری کرونا در آمریکا و آمادگی اندک جامعه، تشبیه کرد. مقاله او در پلتفرم X بیش از ۸۵ میلیون بار دیده شده و نگرانیها را در مورد تأثیر هوش مصنوعی بر بازار کار تشدید کرده است.
تحلیل بحران "شبح تولید ناخالص داخلی" و پیامدهای اقتصادی
در ادامه این روند، Citrini Research، یکی از برجستهترین منابع در حوزه تحلیل مالی، در تاریخ ۲۲ فوریه مقالهای مشابه منتشر کرد و نسبت به وقوع یک "بحران اطلاعاتی جهانی" به دلیل پیشرفتهای ناگهانی در هوش مصنوعی هشدار داد. این مقاله که با دیدگاهی مبتنی بر گمانهزنی اما با تأثیری عمیق نوشته شده بود، سناریویی آخرالزمانی را ترسیم میکرد: "مارپیچ جابجایی هوش انسانی" که در آن عوامل هوش مصنوعی به سرعت مهندسان نرمافزار، مشاوران مالی و مدیران میانی را جایگزین میکنند. هسته اصلی این سناریو، مفهوم "شبح تولید ناخالص داخلی" (Ghost GDP) بود؛ خروجی اقتصادی که تنها به نفع صاحبان قدرت محاسباتی است و هیچگاه به اقتصاد مصرفکننده انسانی گردش پیدا نمیکند. در چنین سناریویی، با حذف حقوقهای بالا، وامگیرندگان اصلی دچار نکول شده و بازار عظیم ۱۳ تریلیون دلاری رهن مسکن را متزلزل میکنند، نرخ بیکاری به بالای ۱۰ درصد میرسد، بازار سهام ۳۸ درصد افت کرده و اقتصاد در یک چرخه انقباضی (Deflationary Spiral) فرو میپاشد. این مقاله به قدری تأثیرگذار بود که حتی بازار نیز به آن واکنش نشان داد و نشان داد که "ترس از هوش مصنوعی"، حداقل در ذهن خوانندگان، واقعی است.
این نگرانیها زمانی جدیتر شد که شاخص داو جونز در روز دوشنبه بیش از ۸۰۰ واحد (۱.۶۶٪) سقوط کرد و سهام شرکتهای نرمافزاری به شدت آسیب دیدند. در حالی که تحلیلگران و اقتصاددانان در طول هفته با استدلالهای اقتصادی سعی در رد این سناریو داشتند، روز پنجشنبه، جک دورسی، همبنیانگذار توییتر و مدیرعامل فعلی Block (شرکت Square سابق)، با اعلام یک تعدیل نیروی گسترده ۴۰ درصدی در شرکت خود، بازار را شگفتزده کرد. او در نامهای به سهامداران نوشت: "ابزارهای هوشمند، معنای ایجاد و اداره یک شرکت را تغییر دادهاند." سهام Block روز بعد نزدیک به ۱۴ درصد افزایش یافت.
متی شومر در پستی در X نوشت: "این یکی از اولین نمونههای بزرگ اخراج کارکنان به دلیل هوش مصنوعی است، اما قطعاً آخرین نخواهد بود. اگر فکر میکنید 'این اتفاق برای من نمیافتد'، افکار خود را بازنگری کنید. همین حالا. شاید مهمترین کاری باشد که انجام میدهید."
شکاف عمیق: میلیونها نفر در آستانه سقوط شغلی
آلبرت ادواردز، تحلیلگر کهنهکار اقتصاد کلان در سوسیته ژنرال، به دلیل دیدگاههای جایگزین و گاهی خلاف جریانش در دنیای مالی شهرت دارد. در سال ۲۰۲۳، او در یادداشت استراتژی هفتگی خود به پدیده "تورم ناشی از طمع" (Greedflation) اشاره کرده بود که نشانهای از پایان احتمالی سرمایهداری بود؛ زیرا سودهای رکوردشکن شرکتها نشان میداد که آنها قیمتها را بیش از حد نیاز افزایش داده و طبقه کارگر و متوسط را در این میان قربانی کردهاند. ادواردز معتقد است که تحقیقات Citrini، تحلیلهای او را تأیید میکند. او در یادداشتی در روز دوشنبه نوشت: "سناریوی آخرالزمانی اقتصاد کلان هوش مصنوعی برای سال ۲۰۲۸ نیست، همین الان اینجاست!" وی با استناد به دادههایی که نشان میدهد مصرفکننده آمریکایی "با ذخیره اندک" زندگی میکند و درآمدها در دوران "تورم ناشی از طمع" "به دیواری برخورد کرده"، اظهار داشت: "صادقانه بگویم، اگر من ۱۸ ساله بودم، هرگز با بدهیهای سنگین و چشمانداز شغلی ضعیف به دانشگاه نمیرفتم. در عوض، یک برقکار یا شغل مشابه را انتخاب میکردم."

نیکول جیمز، ۴۲ ساله، مدیر اجرایی سابق خلاق که تیم محتوای اسنپچت را راهاندازی کرد، اکنون در حال تجربه واقعیتی است که ادواردز توصیف کرده است. پس از چندین سمت ارشد، از جمله دوره حضورش در اسنپ، او تا سال ۲۰۲۳ رئیس محتوای استودیوی انیمیشن Invisible Universe بود. در این سال، شرکت تغییر مسیر داد و به یک استودیوی هوش مصنوعی تبدیل شد و نیمی از کارکنان خود را اخراج کرد. جیمز از آن زمان تاکنون شغل تماموقت نداشته است، علیرغم اینکه در دهه گذشته هیچ شکافی در سابقه شغلی خود نداشته است. او به Fortune گفت که صدها درخواست ارسال کرده و با سکوت محض و عدم احترام به مهارتهای خلاقانه خود روبرو شده است. او اذعان کرد که شاید قربانی رکود صنعت سرگرمی باشد تا هوش مصنوعی، اما برای تأمین معاش مجبور به کار در خردهفروشی شده است. همچنین از دست دادن هویت خود را نیز تجربه میکند: "واقعاً وقتی روز اول سر کار رفتم و اتیکت نامم را زدم، احساس شرمندگی کردم. خیلی تکاندهنده است. انگار از یک صخره سقوط کردهام و هیچ چراغ قوهای ندارم."
لاکس گاناپاتی، بنیانگذار شرکت تحقیقاتی مستقل Unicus، معتقد است که بیشتر کشور احساس میکنند که در لبه پرتگاه هستند یا در حال سقوط. شرکت او در اواسط ژانویه یادداشتی تحقیقاتی شبیه به سناریوی Citrini منتشر کرده بود، با این تفاوت که آن را "رکود احساسی" (Vibecession) نامیدند، اصطلاحی که توسط کایلا اسکلون، نویسنده اقتصادی، رایج شد. او با پیشبینی بیکاری بالا و تورم پایدار تا نیمه دوم سال ۲۰۲۶، استدلال کرد: "شرکتها تا جایی که میتوانند، با سرعت تمام از هوش مصنوعی استفاده خواهند کرد. و این امر منجر به حذف بسیاری از مشاغل خواهد شد. و برخی شرکتها در این فرآیند به طور کامل از چرخه کسبوکار خارج خواهند شد."
گاناپاتی افزود که به دلیل "تورم سر به فلک کشیده" و تورم پایدار، بخش بزرگی از مردم به طور مداوم رکود را تجربه خواهند کرد، در حالی که بخش دیگری از مردم اصرار خواهند داشت که دادهها نشان میدهند همه چیز در اقتصاد خوب است. او گفت: "این شکاف عظیم بین دادهها و واقعیت همچنان عمیقتر خواهد شد و هوش مصنوعی تنها آن را بدتر خواهد کرد." او موافقت کرد که این موضوع شبیه به تئوری "شبح تولید ناخالص داخلی" در مقاله Citrini است. آنچه در مورد این شکاف واقعاً اهمیت دارد، این است که به معنای آن است که اقتصاد آمریکا "یک فروپاشی تمیز و واحد" را تجربه نخواهد کرد. به عبارت دیگر، میلیونها آمریکایی ممکن است خود را در یک سقوط مداوم از صخره بیابند، بدون چراغ قوه.
مقاومت وال استریت و مشاغل آینده
وال استریت در تلاش است تا بازار را از لبه پرتگاه بازگرداند. Citadel Securities با انتشار مقالهای تند، مقاله Citrini را نقد کرد و اشاره نمود که دادهها به وضوح با این تئوری در تضاد هستند. آنها استدلال کردند که اگر هوش مصنوعی اینقدر مخرب است، پس چرا تقاضا برای مهندسان نرمافزار ۱۱ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته است؟
سیتاادل استدلال میکند که تئوری آخرالزمانی بر "مغالطه فناوری بازگشتی" (recursive technology fallacy) تکیه دارد و محدودیتهای فیزیکی انرژی و قدرت محاسباتی را که به طور طبیعی مانع انبساط بینهایت هوش مصنوعی میشوند، نادیده میگیرد. سیتاادل خاطرنشان میکند که در گذشته، شوکهای بهرهوری هزینههای نهایی را کاهش داده، خروجی را گسترش داده و درآمد واقعی را افزایش دادهاند و به عنوان مکمل نیروی کار انسانی عمل کردهاند، نه جایگزین مطلق آن. دیگر منتقدان مقاله Citrini شامل تایلر کوون از Marginal Revolution و رابرت آرمسترانگ، ستوننویس Unhedged در فایننشال تایمز هستند.
مورگان استنلی نیز به طور مشابه خواستار آرامش شد و به سرمایهگذاران یادآوری کرد که اگرچه هوش مصنوعی نیروی کار را دگرگون خواهد کرد، اما آن را به طور دائم جایگزین نخواهد کرد. در عوض، این بانک پیشبینی کرد که موجی از نقشهای کاملاً جدید سازمانی مانند "مدیر ارشد هوش مصنوعی" (Chief AI Officer) و مشاغل تخصصی مانند "ژنتیکدانان محاسباتی" و "مهندسان نگهداری پیشبینانه" ظهور خواهند کرد. مورگان استنلی حتی یک نقش ترکیبی مدیر محصول/مهندس را تصور کرد که حول "کدنویسی ویبه" (vibe coding) متمرکز است؛ نمونهسازی مفاهیم از طریق زبان طبیعی قبل از تحویل برای استقرار.
بانک آمریکا در بخش خود ادعا کرد که "روایت آخرالزمانی" در مورد هوش مصنوعی "با تئوری اقتصادی سالم مطابقت ندارد". کلودیو ایریگوئن، اقتصاددان جهانی، در روز جمعه نوشت که فروش در بازارها ناشی از "ترکیبی از موقعیتگیری متراکم و تعادلهای چندگانه، شبیه به هجوم بانکی ناشی از شایعات بیاساس ورشکستگی" بوده است؛ مشابه هشدارهای پل دونوان از UBS و تورستن اسلوک از Apollo Global Management مبنی بر اینکه برجستگی معاملهگران خرد، بازارها را در برابر روایتها و حرکات واکنشی آسیبپذیر میکند.
اظهارات هشداردهنده شامل این بود که سیتیگروپ اذعان کرد "در نهایت، اجرای هوش مصنوعی منجر به بیکاری بالاتر و تورم زدایی خواهد شد"، در حالی که گلدمن ساکس پذیرفت که "تأثیرات هوش مصنوعی ممکن است زودتر از چرخه ۱۰ ساله پذیرش که در پیشبینیهای ما گنجانده شده، رخ دهد"، اما "یک چرخه پذیرش تدریجی و منظم" همچنان محتملترین نتیجه است.
ورود به دنیایی بهینهتر
حتی چندین مدیرعامل فناوری به Fortune گفتند، که سخنان اخیر تانمای گوپال، بنیانگذار PromptQL را تکرار میکنند، مبنی بر اینکه روایت از دست دادن شغل به دلیل هوش مصنوعی عمدتاً تبلیغاتی است و مشاغل زیادی در آینده وجود خواهد داشت.
دیوید استوت، مدیرعامل webAI، آزمایشگاه هوش مصنوعی که تا ژانویه ارزشی ۲.۵ میلیارد دلاری داشت، گفت که سناریوی مشاغل آینده شبیه به بودجه سفر است که به دقت زیر نظر گرفته میشود. اگر تمام پول بودجه مصرف نشود، شرکت آن را پس خواهد گرفت. او گفت به جای از دست دادن گسترده شغل، شرکتها با پذیرش مناسب هوش مصنوعی "بسیار بهینهتر" خواهند شد. "فکر میکنم هوش مصنوعی به شناسایی برخی کارمندانی که احتمالاً سهمی ندارند کمک خواهد کرد... شما شاهد خواهید بود که شرکتها افرادی را اخراج میکنند زیرا میگویند: 'صبر کن، هوش مصنوعی کاری را انجام میدهد که گفتی یک سال طول میکشد. مشکلی وجود دارد.' فکر میکنم لحظات شبیه به این خواهند بود."

با این حال، استوت به عنوان یک مدیر اجرایی در حوزه هوش مصنوعی، استدلال مبنی بر اینکه این فناوری میتواند واقعاً جایگزین انسانها شود را پوچ میدانست. "هوش مصنوعی فقط یک موجودیت خودمختار نیست که دقیقاً کاری را که باید انجام دهد، انجام دهد. اگر اینطور باشد، ما آن را نمیبینیم."
حتی یک مدیر اجرایی در صنعتی که واقعاً در حال دگرگونی است – بیمه – نظریه جابجایی گسترده را کمرنگ جلوه داد. آمریش سینگ، مدیرعامل استارتاپ بیمه هوش مصنوعی Liberate، به Fortune گفت که او رشد عظیمی را در زمینه اتوماسیون هوش مصنوعی در پردازش تکراری و مکانیکی ادعاهای بیمه مشاهده میکند. "امروز ما حدود ۲.۸ میلیون اقدام خودکار در ماه انجام میدهیم… وظایف، کارهایی که میتوانیم با استفاده از هوش مصنوعی خودکار کنیم." او همچنین به افشاهای عمدهای از Allianz و Travelers در مورد صرفهجوییهای عظیمی که در نتیجه پذیرش هوش مصنوعی حاصل شده، اشاره کرد. "ما شاهد هستیم که بسیاری از شرکتها، نه فقط مشتریان Liberate، بلکه در سراسر صنعت بیمه، راهی برای استفاده از هوش مصنوعی به ویژه در آن وظایف عادی پیدا کردهاند، میدانید، پاسخگویی به تلفنها، ایمیلها، پیامکها، و حل درخواست مشتری با بازده سرمایهگذاری جدی (ROI) ".
او افزود دلیل اینکه مردم نباید از تهدید قریبالوقوع از دست دادن شغل بترسند، به درک اساسی از صنعت بیمه برمیگردد. تخمین زده میشود که ۲۵ دلار از هر ۱۰۰ دلار هزینه شده برای رسیدگی به یک ادعا، هزینههای عملیاتی است – پاسخگویی به تماسها، ایمیلها و موارد مشابه – این یک صرفهجویی بزرگ در صنعت ۱.۲ تریلیون دلاری بیمه است. حتی در این صورت، "این صنعت خاص صنعتی است که همیشه ارزش تلاش انسانی در آن وجود دارد، درست است؟ انسانها در قضاوت فوقالعاده هستند." او افزود هر ادعای بیمه نیازمند بازدید و سپس احتمالاً یک گفتگوی طولانی با یک ارزیاب خسارت خواهد بود. "انسانها در ارزیابی یک وضعیت بسیار خاص و منحصر به فرد شگفتانگیز هستند."
سینگ افزود، نکته دیگری در مورد انسانها در این گذار هوش مصنوعی وجود دارد: "انسانها بین بدبینی و ناباوری کامل در نوسان هستند." در حالی که حقیقت در میانهای آشفته نهفته است. در نهایت، سینگ پیشبینی کرد که ادغام هوش مصنوعی از الگوی تاریخی فناوری سازمانی پیروی خواهد کرد: "ابتدا کند است، و سپس ناگهان."
رونق "یقه جدید" (New-Collar)
آنچه همچنان اهمیت دارد، واقعیت فیزیکی رونق هوش مصنوعی و این حقیقت است که مراکز داده (Data Centers) یک گلوگاه هستند – تا زمانی که میزان محاسبات محدود باشد، پذیرش نیز محدود خواهد بود. مایک متیوز با افتخار به Fortune گفت که او حرفه خود را در منطقه بوستون به عنوان لولهکش نسل چهارم آغاز کرد و خانوادهاش از دهه ۱۹۲۰ در مشاغل فنی فعالیت داشتند. اکنون که او رهبر جهانی بخش زیرساخت دیجیتال برای Marsh است، با ارقام آشناست: جهان در حال حاضر ۱۲۰۰۰ مرکز داده دارد که ۳۰۰۰ مرکز دیگر برنامهریزی شده است، و او گفت که هم مشاغل یقه سفید و هم یقه آبی توسط آنچه او "اقتصاد یقه جدید" نامید، جایگزین خواهند شد.
متیوز گفت: "شما کارگران یقه آبی بسیار، بسیار پردرآمد خواهید داشت." او استدلال کرد که یک تغییر اجتماعی عظیم لازم است، زیرا والدین باید فرزندان خود را به سمت آموزشهای فنی و آزمایشگاههای تخصصی هدایت کنند، نه صرفاً مدارک یقه سفید. و اینها تنها مشاغل یکباره برای ساخت مراکز داده نخواهند بود؛ متیوز گفت که اکثریت قریب به اتفاق نیازمند بازسازی کامل برای رسیدگی به نیازهای شدید انرژی و خنککننده مایع هوش مصنوعی خواهند بود.
"تصور کردن اینکه دو والد یقه سفید مسیر شغلی بسیار موفقی در یقه آبی را درک کنند که در آن یک برقکار در مرکز داده کار میکند و ۲۵۰,۰۰۰ یا ۳۰۰,۰۰۰ دلار درآمد دارد، دشوار است. این غیرقابل تصور است، اما این مسیری است که ما به سمت آن میرویم."
متیوز خود را نیز در این تغییر اجتماعی بزرگ که باید رخ دهد، گنجاند، وقتی در مورد اینکه آیا دوست دارد دخترانش راه خانواده را دنبال کنند، پرسیده شد. او توضیح داد که دخترانش کار یقه سفید را انتخاب کردهاند و گفت: "من رویای دیدن آنها را زندگی میکنم... که به یک آسمانخراش [برای کار] بروند، یک قهوه استارباکس در دست داشته باشند، نه اینکه به یک مرکز داده بروند و روی تجهیزات سوئیچینگ ولتاژ بالا کار کنند." اما او گفت که تأکید بر کسب هر دو نوع آموزش، ارزش بزرگی در آینده خواهد داشت. "قطعاً قبل از ۲۴ سالگی، زمانی برای زندگی برای کسب هر دو وجود دارد. آموزش فناوری، آموزش عملی، مجموعهای از مهارتها را کسب کنید."