دنیای امروز شاهد تحولات شگرفی در حوزه فناوری است و هوش مصنوعی (AI) نقش پررنگی در تغییر ساختار مشاغل ایفا میکند. یکی از حوزههایی که به شدت تحت تأثیر این تغییرات قرار گرفته، فرصتهای کارآموزی تابستانه برای دانشجویان است. گزارشها حاکی از آن است که شرکتها به طور فزایندهای در حال کاهش آگهیهای کارآموزی خود هستند و این روند زنگ خطری جدی برای آینده شغلی نسل جوان محسوب میشود. به نظر میرسد هوش مصنوعی وظایفی را بر عهده گرفته است که پیش از این به کارآموزان سپرده میشد و این امر باعث شده تا نیاز به نیروی انسانی در این بخشها کاهش یابد.
این پدیده، که از آن به عنوان «شکستن خط لوله ورود به بازار کار» یاد میشود، پیامدهای قابل توجهی برای دانشجویانی دارد که به دنبال کسب تجربه عملی و شروع مسیر شغلی خود هستند. بسیاری از افراد موفقیت شغلی خود را مدیون فرصتهای کارآموزی هستند که در دوران تحصیل به دست آوردهاند. این تجربیات نه تنها مهارتهای لازم را فراهم میکنند، بلکه شبکهسازی و فرصتهای شغلی تماموقت را نیز در پی دارند. اما با ورود هوش مصنوعی، ماهیت و اهمیت این دورهها در حال دگرگونی است.
تأثیر هوش مصنوعی بر فرصتهای کارآموزی
آمارها نشان میدهند که تعداد آگهیهای کارآموزی در حوزه فناوری تا ۳۰ درصد از سال ۲۰۲۳ کاهش یافته است. در مقابل، تعداد شرکتهایی که برنامههای کارآموزی خود را گسترش میدهند، رو به کاهش است. تنها ۷ درصد از استخدامهای جدید در شرکتهای بزرگ فناوری در حال حاضر فارغالتحصیلان اخیر هستند که این رقم در مقایسه با ۹.۳ درصد در سال ۲۰۲۳ کاهش یافته است. این امر نشاندهنده تغییر رویکرد شرکتها نسبت به جذب نیروهای تازهکار است.
منطق اقتصادی پشت این تغییر کاملاً روشن است. کارآموزان هزینههایی از قبیل زمان، نظارت و مدیریت را به شرکتها تحمیل میکنند. در مقابل، هوش مصنوعی با هزینههایی کمتر (از نظر محاسباتی) قادر به انجام وظایف تکراری و ساختاریافته است. تحقیقات، ورود دادهها، زمانبندی قرارها، نگارش پیشنویس متون و تحلیلهای اولیه، که پیش از این جزو وظایف اصلی کارآموزان بود، اکنون به راحتی توسط ابزارهای هوش مصنوعی مانند ChatGPT انجام میشود. این تحول، چشمانداز سنتی کارآموزی را که بر اساس تبادل تجربه در قبال انجام وظایف روتین بنا شده بود، به چالش کشیده است.
کاهش نیاز به کارآموزان و افزایش انتظارات
شرکتهایی مانند Salesforce پس از بهکارگیری عوامل هوش مصنوعی، تعداد کارکنان پشتیبانی خود را از ۹۰۰۰ به ۵۰۰۰ نفر کاهش دادهاند. خودروسازان دیترویت نیز با وجود افزایش نقشهای مرتبط با هوش مصنوعی، حدود ۲۰ هزار شغل اداری را حذف کردهاند. این الگو که در سطوح بالای مدیریتی برای جایگزینی انسان با هوش مصنوعی در وظایف ساختاریافته مشاهده میشود، اکنون به سطوح پایینتر سازمانها نیز رسیده است.
پارادوکس اینجاست که هوش مصنوعی همزمان باعث کاهش نیاز به کارآموزان و افزایش ارزش حضور آنها میشود. شرکتها به کارآموزان کمتری برای انجام کارهای تکراری نیاز دارند، اما در مقابل، کارآموزانی که استخدام میشوند، انتظار میرود از مهارتهای لازم در کار با هوش مصنوعی برخوردار باشند؛ مهارتی که نسلهای قبلی کارآموزان به آن نیازی نداشتند. این بدان معناست که حتی برای موقعیتهای کارآموزی نیز رقابت شدیدتر شده و انتظارات از متقاضیان افزایش یافته است.
تغییر ماهیت مهارتهای مورد نیاز
شرکتهایی مانند McKinsey اکنون از متقاضیان خود میخواهند که توانایی همکاری با دستیار هوش مصنوعی خود به نام «Lilli» را داشته باشند. این شرکت با ۲۵ هزار عامل هوش مصنوعی که به ۶۰ هزار کارمند خدمات میدهند، یک ابزار تمرین هوش مصنوعی رایگان راهاندازی کرده است تا متقاضیان بتوانند برای فرآیند استخدام آماده شوند؛ فرآیندی که نحوه کار آنها با ماشینها را ارزیابی میکند، نه صرفاً توانایی تفکر انفرادی آنها را.
از سوی دیگر، برخی کارشناسان معتقدند جایگزینی نیروهای جوان و تازهکار با هوش مصنوعی یکی از اشتباهات فاحش شرکتهاست. دلیل این امر آن است که کارمندان جوان اغلب بهترین کاربران ابزارهای هوش مصنوعی هستند، چرا که در دوران تحصیل خود با این فناوریها سازگار شدهاند. نظرسنجی Stack Overflow در سال ۲۰۲۵ نشان داد که ۵۵.۵ درصد از توسعهدهندگان در اوایل مسیر شغلی خود روزانه از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند که این رقم از همتایان ارشد آنها بیشتر است.
چالش «مشکل ویراستار» و ظهور مشاغل جدید
نکته قابل توجه این است که مهارت در هوش مصنوعی بدون تجربه تخصصی در یک حوزه، میتواند منجر به تولید محتوایی شود که توسط ماشین تولید شده اما فاقد قضاوت و صحت لازم است. این پدیده که توسط محققان «مشکل ویراستار» نامیده شده، به نسلی اشاره دارد که میتواند با استفاده از هوش مصنوعی محتوا تولید کند، اما توانایی تشخیص نادرستی آن را ندارد. این قضاوت و دقت، که پیش از این از طریق دورههای کارآموزی کسب میشد، اکنون در معرض تهدید قرار گرفته است.
در سوی دیگر، بازار کار هوش مصنوعی در سطوح ارشد با رشد چشمگیری روبرو است. آگهیهای شغلی برای مهندسان استقرار پیشرو (Forward Deployed Engineer) ۱۹ برابر نسبت به سال گذشته افزایش یافته است. کارشناسان هوش مصنوعی (Claude Evangelists) حقوقی معادل ۲۴۰ هزار دلار و مدیران ارشد هوش مصنوعی (Chief AI Officers) نزدیک به ۵۰۰ هزار دلار درآمد دارند. مشاغلی که هوش مصنوعی ایجاد میکند، هم حقوق بیشتری دارند و هم نیازمند تجربه بیشتری نسبت به موقعیتهای ورودی هستند که هوش مصنوعی حذف کرده است.
جایگزینهای سنتی کارآموزی
برخی شرکتها در حال روی آوردن به برنامههای کارآموزی حرفهای (apprenticeships) به عنوان جایگزینی برای کارآموزیهای سنتی هستند. Accenture اکنون ۲۰ درصد از استخدامهای سطح ورودی خود را از طریق این برنامهها تأمین میکند. IBM و Microsoft نیز برنامههایی را مقیاسبندی کردهاند که بر تأیید مهارتها به جای سابقه تحصیلی تمرکز دارند. مدل کارآموزی حرفهای، آموزش طولانیتر و ساختاریافتهتری نسبت به کارآموزی تابستانه ارائه میدهد، اما به سرمایهگذاری بیشتری از سوی شرکتها نیاز دارد.
مسئله عمیقتر این است که وقتی اولین پله نردبان شغلی از بین میرود، چه اتفاقی برای خط لوله شغلی میافتد؟ فردی که بتواند حرفهای موفق در بازاریابی بسازد، به این دلیل است که کسی به او یک شغل تابستانه داده است. اگر آن شغل اکنون به یک ابزار هوش مصنوعی سپرده شود، فردی که میتواند به «واترسون» بعدی تبدیل شود، فرصت «لحظه هتل پلازا» را نخواهد داشت، بلکه ایمیل رد درخواست دریافت خواهد کرد که توسط یک سیستم غربالگری خودکار که بر اساس رزومههای افراد دارای سابقه کارآموزی آموزش دیده است، ارسال شده است.
تحلیل تأثیر
خط لوله ورود به بازار کار که میلیونها شغل را ایجاد کرده است، یک شبه از بین نمیرود. این خط لوله از دو طرف تحت فشار قرار گرفته است: موقعیتهای شغلی کمتر و انتظارات بالاتر از متقاضیان. هوش مصنوعی هم علت این فشار است و هم ابزار لازم برای عبور از آن. ابزاری که جایگزین کارآموز شده، اکنون مهارتی است که کارآموز باید داشته باشد.