در آخرین روز از جلسه استماع در پرونده افترا در دادگاه فدرال، بازیگر سرشناس هالیوود، ریبل ویلسون، اعلام کرد که چندین پست منتشر شده در شبکههای اجتماعی که بازیگر نقش اصلی فیلم او «The Deb» را هدف قرار داده بود، حقیقت داشتهاند. این اظهارات در جریان بازجویی متقابل ویلسون در این پرونده قضایی که مربوط به ادعاهای وارده علیه او است، بیان شد.
ویلسون، که کارگردانی فیلم «The Deb» را نیز بر عهده داشته، در طول دو روز و نیم جلسه بازجویی، درباره ادعاهای مطرح شده مبنی بر خدشهدار کردن اعتبار بازیگر زن این فیلم، شارلوت مکاینز، توضیحاتی ارائه کرد. مکاینز مدعی شده است که ویلسون با انتشار داستانهایی در شبکههای اجتماعی و ایجاد یک وبسایت جعلی، به شهرت او لطمه زده است. این اتهامات عمدتاً حول محور این موضوع میچرخند که ظاهراً ویلسون ادعا کرده مکاینز برای کسب فرصتهای شغلی، داستانی درباره آزار جنسی را تغییر داده است.
جزئیات پرونده افترا و ادعاهای متقابل
در جریان جلسه روز پنجشنبه، یک پست منتشر شده در حساب رسمی اینستاگرام فیلم «The Deb» که در ماه مه ۲۰۲۵ توسط ویلسون به اشتراک گذاشته شده بود، به دادگاه ارائه شد. در این پست، مکاینز متهم شده بود که هنگام خواندن آهنگی در یک قایق متعلق به مالک وارنر موزیک، از لباسی «نامناسب از نظر فرهنگی» استفاده کرده است. وکیل مکاینز، سو کریزانتو، با رد این ادعا، لباس مورد نظر را «هندی» ندانست و از ویلسون پرسید که آیا حمله به یک بازیگر زن فیلم خودش درباره پوشش او، امری حرفهای بوده است؟
ویلسون در پاسخ، این اقدام را «حمله» ندانست و آن را «بیان حقیقت» توصیف کرد. این پست همچنین ادامه میداد که مکاینز «به طرز طنزآمیزی آهنگی از فیلمی را میخواند که به دلیل دروغهایش و حمایت از افرادی که جلوی اکران فیلم را میگیرند، هرگز منتشر نخواهد شد.» دادگاه پیش از این شنیده بود که ویلسون و سه تهیهکننده مالی فیلم، آماندا گوست، گرگور کامرون و وینس هولدن، بر سر هزینههای تهیهکنندگی در بودجه فیلم اختلاف نظر داشتهاند. ویلسون آنها را به مانعتراشی برای اکران فیلم متهم کرده بود، در حالی که وکلای مکاینز ادعا کردند که این خود ویلسون بوده که مانع اکران فیلمش شده است.

نقش شارلوت مکاینز در اختلافات
وکلای مکاینز استدلال کردند که موکلشان قربانی اختلاف نظر ویلسون با تهیهکنندگان مالی بوده و ادعاهای مبنی بر اینکه مکاینز به نحوی در جلوگیری از اکران فیلم نقش داشته، توهینآمیز است. در پست دیگری که توسط ویلسون در اینستاگرام ساخته شده بود، ادعا شده بود که اشتغال «این دختر» (اشاره به مکاینز) در نقشهای دیگر توسط تهیهکننده، آماندا گوست، «تمام اثبات لازم برای اینکه چرا او داستانش را تغییر داده است» را نشان میدهد. کریزانتو به ویلسون اشاره کرد که پستهایش افتراآمیز هستند زیرا این تصور را ایجاد میکنند که موکلش به دلیل رابطهای با گوست، رفتار ویژهای دریافت کرده است. ویلسون این موضوع را رد کرد و گفت که چنین قصدی نداشته است.
در این میان، وکیل مکاینز پرسید: «آنچه شما در اینجا قصد داشتید ادعا کنید این بود که موکل من رفتار ویژه را به دلیل نوعی رابطه نامناسب بین او و آماندا گوست دریافت کرده است؟» ویلسون پاسخ داد: «من فکر نمیکنم این نیت من با آن بوده باشد، خیر.»
ادعای وبسایتهای تخریبکننده
ویلسون همچنین در مورد استفاده از وبسایتهای جعلی «تیکداون» که توسط شرکت روابط عمومی او ایجاد شده بود، در یک پرونده افترا در ایالات متحده مورد پرسش قرار گرفت. دادگاه شنید که این وبسایتها، که گوست را «آماندا گوست هندی» و «مدام» توصیف میکردند، چندین صفحه از شواهد ارائه شده توسط ویلسون در پرونده افترا جداگانهای را تشکیل میدادند که توسط سهت نفره تهیهکنندگان اقامه شده بود.
کریزانتو پرسید: «آیا شما برای کسب مزیت قانونی در کالیفرنیا، در طرحی برای انتشار وبسایتهای تخریبکننده علیه آماندا گوست شرکت کردید؟» او افزود: «و آیا شما موکل من را بدون هیچگونه مراقبت یا نگرانی برای رفاه خودش، برای اهداف خودتان استفاده کردید؟» ویلسون در پاسخ گفت: «من هیچ منفعتی از این تجربه نبردهام. تنها کاری که من انجام دادهام این بوده که حقیقت را با هزینه قابل توجهی برای خودم بیان کنم.»
ویلسون مکرراً ادعا کرده است که این وبسایتها را ننوشته است، اما دادگاه پیامهای متنی از یکی از کارمندان شرکت روابط عمومی «The Agency Group» دریافت کرده است که نشان میدهد ویلسون درخواست ایجاد آنها را داده بود.

تحلیل پیامدها
این پرونده نه تنها بر شهرت ریبل ویلسون، بلکه بر رویههای قضایی مربوط به افترا در عصر دیجیتال و استفاده از شبکههای اجتماعی در فضاهای حرفهای تأثیر میگذارد. ادعای ویلسون مبنی بر «بیان حقیقت» در مقابل ادعای مکاینز مبنی بر «افترا» و «تخریب اعتبار»، لزوم دقت و مسئولیتپذیری در انتشار اطلاعات آنلاین را برجسته میکند. نتیجه این پرونده میتواند پیامدهای قابل توجهی برای نحوه مدیریت اعتبار آنلاین افراد مشهور و همچنین مسئولیت شرکتهای روابط عمومی در انتشار محتوا داشته باشد.