شکار تفریحی حیوانات بزرگ، پدیدهای دیرینه با ریشههایی در سنتهای باستانی، امروزه به فعالیتی بحثبرانگیز تبدیل شده است. در حالی که برخی معتقدند این نوع شکار میتواند به تلاشهای حفاظتی و کنترل جمعیت حیوانات کمک کند، مخالفان هشدار میدهند که این امر تهدیدی جدی برای تنوع زیستی محسوب شده و گونههای در معرض خطر را به سمت انقراض سوق میدهد. این اختلاف نظرها زمانی شدت مییابد که حوادث دلخراشی مانند مرگ ارنی داسیو، شکارچی ۷۵ ساله و میلیاردر آمریکایی، در گابن آفریقا رخ میدهد.
داسیو که مالک یک تاکستان در کالیفرنیا بود، به همراه راهنمای خود در حین شکار آهوی «دویکر زرد پشت» (yellow-backed duiker) توسط گروهی متشکل از پنج فیل لگدمال شد. این حادثه بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی داشت و واکنشهای متفاوتی را برانگیخت. در حالی که برخی از کاربران با لحنی کنایهآمیز به این اتفاق واکنش نشان دادند، برخی دیگر، از جمله شکارچیان باتجربه، داسیو را فردی علاقهمند به حفاظت از حیات وحش و فعال در امور خیریه معرفی کرده و تأکید داشتند که شکار او کاملاً قانونی و با هدف کنترل جمعیت حیوانات صورت گرفته است.
جنجال پیرامون شکار تفریحی و اهداف حفاظتی
دیدگاههای متضاد در مورد شکار تفریحی
بحث پیرامون شکار تفریحی حیوانات بزرگ، موضوعی پیچیده با زوایای دید گوناگون است. طرفداران این نوع شکار، از جمله برخی شکارچیان باتجربه مانند ارنی داسیو، مدعی هستند که درآمدهای حاصل از مجوزهای شکار، به طور مستقیم صرف حفاظت از زیستگاهها و گونههای حیات وحش میشود. آنها استدلال میکنند که این رویکرد، ضمن ایجاد انگیزه اقتصادی برای جوامع محلی به منظور حفظ حیات وحش، به کنترل جمعیت گونههایی که ممکن است با ازدیاد بیش از حد، به اکوسیستم خود آسیب بزنند، کمک میکند. طبق گفته یکی از شکارچیان که خود را ناشناس گذاشت، تمام شکارها، از جمله شکار داسیو، «کاملاً قانونی و مطابق با مقررات» بوده و «به عنوان تلاشی برای کنترل جمعیت حیوانات ثبت شدهاند.»
در مقابل، منتقدان سرسخت شکار تفریحی، این فعالیت را اساساً غیراخلاقی و مضر برای بقای گونهها میدانند. آنها معتقدند که این صنعت، که اغلب توسط افراد ثروتمند و عمدتاً سفیدپوست هدایت میشود، بیش از آنکه به حفاظت از حیات وحش کمک کند، میراثی از دوران استعمار است. نگرانی اصلی این گروه، تأثیرات مخرب این نوع شکار بر گونههای در معرض خطر است. آهوی «دویکر زرد پشت»، که داسیو قصد شکار آن را داشت، توسط اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت (IUCN) در دسته گونههای «نزدیک به تهدید» طبقهبندی شده است، هرچند هنوز به طور رسمی در لیست انقراض قرار نگرفته است. این نگرانیها با گزارشهایی مبنی بر کشته شدن هزاران حیوان وحشی در سراسر جهان، از جمله گونههای در معرض خطر شدید، توسط صنعت شکار تفریحی، تشدید میشود.
فیلها؛ قربانیان یا مدافعان؟
حادثه مرگ ارنی داسیو، بار دیگر توجهات را به خطرات ذاتی شکار تفریحی و تعاملات غیرقابل پیشبینی با حیات وحش جلب کرد. داسیو و راهنمای او در تاریخ ۱۷ آوریل، هنگامی که با پنج فیل ماده و یک توله فیل روبرو شدند، باعث وحشت حیوانات شده و منجر به حمله آنها گردید. این حادثه، برخلاف تصور اولیه برخی که آن را نتیجه انتقام طبیعت از شکارچی میدانستند، ابعاد پیچیدهتری دارد. یک شکارچی باتجربه که در کیپ تاون زندگی میکند و ظاهراً داسیو را میشناخته، در گفتگو با دیلی میل اظهار داشت که داسیو «شکارچی بسیار شناخته شده و محبوبی در ایالات متحده و آفریقا بود، یک طرفدار جدی حفاظت از حیات وحش و فردی بسیار نیکوکار.»
این اظهارات، تصویری متفاوت از داسیو ارائه میدهد و بر پیچیدگی موضوع شکار تفریحی تأکید میکند. در حالی که جزئیات دقیق لحظه حادثه منتشر نشده، اما گفته شده که این برخورد «به احتمال زیاد سریع» بوده است. این واقعه، اگرچه تلخ، اما پرسشهای اساسی را در مورد نقش شکارچیان در برنامههای حفاظتی و همچنین رفتار حیوانات وحشی در مواجهه با تهدید انسانی مطرح میکند. آیا انگیزههای شکارچیان واقعاً به حفاظت از گونهها کمک میکند، یا این فقط پوششی برای یک تفریح پرهزینه و پرخطر است؟
واقعیت تلخ کاهش جمعیت حیات وحش
فراتر از جنجال شکار تفریحی، جامعه جهانی با بحران کاهش شدید جمعیت حیات وحش روبرو است. گزارشها حاکی از آن است که جمعیت حیات وحش در سراسر جهان بین سالهای ۱۹۷۰ تا ۲۰۲۰، به طور چشمگیری ۷۳ درصد کاهش یافته است. این افت فاجعهبار، عمدتاً ناشی از تخریب زیستگاهها، تغییرات اقلیمی و فعالیتهای انسانی است. سازمانهایی مانند صندوق جهانی حیات وحش (WWF) بارها نسبت به این روند هشدار دادهاند و آن را یکی از بزرگترین چالشهای پیش روی بشریت در قرن بیست و یکم دانستهاند.
علاوه بر این، سازمانهای جنایتکار نیز با شکار غیرقانونی گونههای با ارزش مانند کرگدنها و فیلها برای عاج و شاخ آنها، بازار سیاه را تغذیه میکنند. این فعالیتهای غیرقانونی، فشار مضاعفی بر گونههای در معرض خطر وارد کرده و تلاشهای حفاظتی را با موانع جدیتری مواجه میسازد. این واقعیت تلخ، ضرورت اتخاذ رویکردهای جامعتر و مؤثرتر برای حفاظت از حیات وحش را بیش از پیش نمایان میسازد، رویکردهایی که فراتر از منافع محدود گروههای خاص، منافع بلندمدت اکوسیستمهای سیاره را در اولویت قرار دهند.
پیامدهای کلی
حادثه مرگ ارنی داسیو، اگرچه تلخ و تراژیک، اما نقطه کانونی برای بحثهای عمیقتر پیرامون شکار تفریحی، اثربخشی آن در حفاظت از حیات وحش، و همچنین خطرات ذاتی این فعالیت است. آیا این نوع شکار، با وجود ادعاهای حفاظتی، بیشتر به بقای گونهها کمک میکند یا به نابودی آنها؟ با توجه به کاهش ۷۳ درصدی جمعیت حیات وحش در نیم قرن گذشته و فعالیت سازمانهای جنایتکار، ضروری است که رویکردهای حفاظتی بازنگری شده و راهکارهای پایدارتر و اخلاقیتری اتخاذ شود. جامعه جهانی باید بین منافع اقتصادی کوتاه مدت و بقای بلندمدت گونههای ارزشمند حیات وحش، تعادل برقرار کند.