پوپ لئو چهاردهم در نخستین دایرةالمعارف خود، با ترسیم تصویری گویا از دو پروژه ساختمانی متضاد، از همگان دعوت میکند تا در برابر بیتفاوتی مقاومت کرده و ناگزیری ظاهری رویدادهای جهان را به چالش بکشند. در یکی از این پروژهها، مردم بابل در حیرت و ترس نظارهگر ساخت برج عظیمی بودند که برای نمایش بزرگیشان بر زندگی اجتماعیشان سایه افکنده بود. در نهایت، این تلاش برای سلطه زمینی به پراکندگی و بیگانگی مردمان از یکدیگر و بروز آشوب انجامید. در مقابل، مردمان اورشلیم باستان، پس از بازگشت از اسارت بابل و در حالی که شهرشان در ویرانی بود، دست به پروژهای ظاهراً غیرممکن زدند. اما به جای هرج و مرج، امید و وحدت یافتند.
این دو تصویر، پیامی عمیق را منتقل میکنند: شکوه بشریت و تحقق فردی، "در جایی یافت میشود که آزادی و مسئولیت با مراقبت متقابل و همبستگی واقعی در هم تنیده شده باشند، و پیشرفت با کرامت هر فرد و خیر همگان سنجیده شود." پوپ لئو چهاردهم ما را به تأمل در علت این تفاوت فرا میخواند. او توضیح میدهد که در پروژه دوم، مردم وظایف را تقسیم کردند و "از طریق مسئولیت مشترک همگان"، شهر دوباره متولد شد. به گفته پوپ، آنها "انسجام" بنا نهادند: "هماهنگی که زمانی پدید میآید که همه افراد نقش خود را به عهده میگیرند و اذعان میکنند که قدرتشان از جانب خداوند است."
تبیین مفهوم انسجام اجتماعی در آموزههای کاتولیک
نقش همبستگی در ساختار جامعه
در سنت آموزههای اجتماعی کلیسا، همبستگی نقشهای متعددی ایفا میکند. این مفهوم بیانگر آن است که ما یک خانواده بشری هستیم که فراخوانده شدهایم تا "دیگری" را "همسایه" و "یاور" خود بدانیم، کسی که مسئولیت او را بر عهده داریم. همچنین، این مفهوم فوریت کمک به کسانی را که از فقر یا محرومیت رنج میبرند، و نیز پرداختن به شرایطی – از جمله ساختارهای گناه – که باعث این رنجها میشوند، گوشزد میکند. همبستگی یک فضیلت فردی است که هر شخص را به سوی همه دیگران سوق میدهد؛ ارزشی است که تضمین میکند تصمیمات، شناخت وابستگی متقابل انسانها و همچنین مسئولیتها در قبال خانه مشترک و نسلهای آینده را در بر گیرند. همبستگی همچنین یک هدف است: وحدتی که تفاوتهای ما را جشن میگیرد، تاریخ را از طریق جنبشهای مردمی میسازد و بنیانهای صلح را پایهریزی میکند.
پوپ لئو چهاردهم در جهت هدایت نگرانیهای ما در "عصر هوش مصنوعی"، ما را به سوی امید فرا میخواند. او چکیدهای موجز و قانعکننده از اصول آموزههای اجتماعی کاتولیک – با تمرکز همیشگی بر خیر عمومی و تأثیر تصمیمات بر فقرا، آسیبپذیران یا مطرودین – ارائه میدهد تا طرحی برای تلاشهای ما در جهت بنای مشترک امید فراهم آورد. "همبستگی واقعی" شامل انتخاب به کارگیری آزادی و مسئولیت انسانی، مقاومت در برابر بیتفاوتی، و استفاده هر یک از ما از تواناییهای منحصربهفرد انسانیمان برای بنای وحدت بشری است که هم نویدبخش صلح است و هم برای آن ضروری. ما بنا میکنیم نه برای سلطه، بلکه برای وحدت، و در این فرآیند، جوهر انسانیت را در عشق باز مییابیم. پوپ مینویسد: "پیشرفت واقعی همیشه از قلبی گشوده به سوی دیگران، ذهنی آماده شنیدن و ارادهای که در پی آن چیزی است که وحدت میبخشد نه جدایی، سرچشمه میگیرد." همبستگی، عشق اجتماعی فعال است که به طور مداوم در ساختار مشترک وحدت اجتماعی تجدید میشود.
تفسیر پوپ از "بزرگترین انسانیت" (Magnifica Humanitas)
دایرةالمعارف Magnifica Humanitas به زیبایی این سنت را ترکیب میکند و تأیید مینماید که "همبستگی زمانی بیان میشود که هر فرد، چه به صورت فردی و چه جمعی، در زندگی جامعه مشارکت کند – با آگاهی یافتن، تعامل با دیگران، شنیده شدن صدا و مشارکت در تصمیمات و انتخابهای عمومی – ضمن پذیرش مسئولیت واقعی به گونهای که خیر عمومی از طریق تصمیمگیری مشترک حاصل شود."
همانطور که مردم اورشلیم به نیازهای وجود جمعی خود با مشارکت هر فرد به شیوهای منحصربهفرد پاسخ دادند، ما نیز فراخوانده شدهایم تا قلبهای خود را بررسی کنیم، ذهنهای خود را آموزش دهیم، و به شیوههای شخصی و عینی برای مشارکت در خیر عمومی حضور یابیم. این کار را زمانی انجام میدهیم که از بیگانه استقبال میکنیم یا با فردی تنها ارتباط برقرار میکنیم، و همچنین زمانی که در نهادها، جوامع، دولتها و جامعه بینالمللی برای پذیراتر کردن جهان مشارکت میکنیم تا همه اعضای خانواده بشری ما نیز بتوانند در وحدت جمعی ما سهیم باشند. هر رویارویی با دیگری فرصتی برای بنای صلح فراهم میکند.
ایمان ما را دعوت میکند تا این واقعیت را به عنوان یک فراخوان ببینیم: ما صرفاً همسایه یکدیگر نیستیم، بلکه به یکدیگر سپرده شدهایم، تا هر یک از ما بتواند تا جایی که میتواند، مسئولیت زندگی و زخمهای برادران و خواهران خود را بر عهده بگیرد. همبستگی دقیقاً زمانی پدید میآید که تصمیم میگیریم نسبت به آنچه برای همسایهمان اتفاق میافتد بیتفاوت نمانیم، بلکه پیوندهای اجتنابناپذیر – اقتصادی، فرهنگی و فناورانه – را به مسیرهای اشتراک، همکاری و مراقبت متقابل تبدیل کنیم و ایده "فکر کردن و عمل کردن در چارچوب جامعه" را بپذیریم.
این نقل قول از دایرةالمعارف Fratelli Tutti اثر پوپ فرانسیس، اهمیت مسئولیتپذیری متقابل و تبدیل ارتباطات را به بستری برای همکاری نشان میدهد.
پیامدها و چشمانداز آینده
خود این دایرةالمعارف را میتوان تجسمی از همبستگی عملی دانست. پوپ با رویارویی با شکستهای کلیسا و مشارکت آن در ساختارهای گناه، اهمیت تحول را نشان میدهد؛ تحولی که لازمه صداقت و تغییر قلب، برای همبستگی واقعی است. پوپ با اذعان به رسوایی سوءاستفاده جنسی که به بسیاری از کودکان و دیگر افراد آسیبپذیر آسیب رساند، شکستهای کلیسا را برمیشمرد؛ او همچنین برای نقش کلیسا در توجیه و تأیید عمل بردهداری طلب بخشش میکند. در همبستگی، آزادی، آزادی درگیر است که پیوند انسانی را تصدیق میکند. اقداماتی که اعتماد اجتماعی ذاتی این پیوند را نقض یا خیانت میکنند، باید مورد مقابله قرار گیرند و تحول واقعی اجرا شود. علاوه بر این، مسئولیت در همبستگی نه تنها عمل بر اساس وظیفه درک شده، بلکه گفتوگو و گوش دادن را که منجر به تشخیص دقیق نقش فرد در حین همکاری با دیگران برای درک حقیقت در مورد آنچه لازم است و چگونگی بنای مشترک جامعه میشود، ایجاب میکند.
پوپ به ما یادآوری میکند که همبستگی ساخته میشود و ما را تشویق میکند تا "روابط را پرورش دهیم." او ما را دعوت میکند تا "مکانها و زمانهایی را که حضور فیزیکی در آنها حیاتی باقی میماند، گرامی بداریم." پوپ با افزودن بر سنتی که شخص را به عنوان موجودی عقلانی و به عنوان کارگر ارج مینهد، پیامی از همبستگی را ارائه میدهد که "ذات انسانی ما" را در "ظرفیت رابطه و عشق" تقویت میکند. امید در آن بنیان عشق اجتماعی وجود دارد و رشد میکند.
پوپ در پایان با ارائه یک برنامه پنجمادهای برای پیمایش چالشهای جدید پیش روی بشریت جمعی ما، پیشنهادهای عملی برای بنای وحدت و صلح ارائه میدهد. بخش سوم، "کارگاه زمان ما"، مملو از فراخوانهای جمعی برای اقدام در جهت همبستگی است: "با هم میتوانیم "به حقیقت وفادار بمانیم"، "در آموزش سرمایهگذاری کنیم"، "روابط را پرورش دهیم"، "عدالت و صلح را دوست بداریم."
همبستگی ما را وامیدارد تا ادعاهایی مبنی بر اجتنابناپذیری یک چشمانداز خاص برای آینده را رد کنیم. بلکه، ما سازندگان هستیم، و اقدامات کوچک ما – از جمله کلماتمان – در ساخت جهانی که در آن خیر عمومی و مراقبت از آسیبپذیرترین افراد معیار واقعی موفقیت ما، یعنی بزرگترین انسانیت ما باشد، مشارکت میکنند. پروژه ساخت و ساز آغاز شده است. اکنون هر یک از ما باید از خود بپرسیم: "چگونه در بنای امید در همبستگی مشارکت خواهم کرد؟" 