بازگشت گنجینههای پنهان در اعماق یخ
در بلندترین کوهستانهای نروژ، جایی که یخها هزاران سال است اسرار گذشته را در دل خود محفوظ داشتهاند، تغییرات اقلیمی دریچهای نو به سوی تاریخ گشوده است. ذوب شدن این یخچالهای طبیعی و محدودههای یخی، که زمانی به عنوان سردخانههایی طبیعی عمل میکردند، اکنون باستانشناسان را در یک مسابقه نفسگیر با زمان قرار داده تا پیش از آنکه این آثار باستانی ارزشمند در اثر تماس با هوا و نور از بین بروند، آنها را کشف و حفظ کنند. این پدیده، اگرچه نشانهای نگرانکننده از گرمایش جهانی است، اما فرصتی بینظیر برای درک عمیقتر سبک زندگی، مهاجرتها و فناوریهای انسانهای ادوار گذشته فراهم آورده است. از کفشهای چرمی متعلق به عصر برنز گرفته تا ابزارهای شکار و بقایای پارچهای، هر کشف، قطعهای از پازل عظیم تاریخ بشریت را تکمیل میکند.
برنامه «رازهای یخ» (Secrets of the Ice) در نروژ، که پس از کشف یک کفش چرمی کاملاً سالم در سال ۲۰۰۶ آغاز شد، اکنون به یکی از بزرگترین پروژههای باستانشناسی یخبندان در جهان تبدیل شده است. تیم کوچک اما مصمم این پروژه، متشکل از باستانشناسان، مورخان و متخصصان حفظ و نگهداری، با پیمودن مناطق صعبالعبور کوهستانی در اوج فصل ذوب یخ، به جستجو برای یافتن مصنوعاتی میپردازند که گویی زمان در آنها متوقف شده است. این اکتشافات نه تنها دانش ما را درباره گذشته غنی میسازد، بلکه هشداری جدی درباره تأثیرات فزاینده تغییرات اقلیمی بر میراث فرهنگی و طبیعی سیاره ما محسوب میشود.
مسابقه باستانشناختی علیه گذر زمان
کشف یک کفش چرمی قهوهای رنگ در منطقهای یخی در کوهستانهای اینلاندت نروژ، توسط فردی محلی به نام ریدار مارستین، سرآغاز تحولی شگرف در حوزه باستانشناسی یخبندان بود. این کفش، که قدمت آن به ۳۴۰۰ سال پیش و دوران عصر برنز بازمیگشت، به شکلی باورنکردنی سالم مانده بود و این کشف، جرقهای برای راهاندازی برنامه «رازهای یخ» شد. این ابتکار تحقیقاتی مشترک میان شورای شهرستان اینلاندت و موزه تاریخ فرهنگی اسلو، تیمی از باستانشناسان را گرد هم آورد تا در ماههای اوت و سپتامبر هر سال، همزمان با اوج ذوب یخها، مناطق کوهستانی را برای یافتن سرنخهای بیشتر از گذشته کاوش کنند.
جولیان پست-ملبی، باستانشناس یخبندان در این پروژه، با اشاره به دشواریهای کار خود میگوید: «هر آنچه از دوران پیش از تاریخ یافتهایم، توسط افرادی حمل شده که کفشهایی از پوست حیوانات به پا داشتهاند. آنها بسیار مقاوم بودند، چون چاره دیگری نداشتند. اما اکنون، با تجهیزات مدرن و لباسهای ضدآب، پیادهروی در کوهستان برای ما آسانتر شده است.» تاکنون، تیم «رازهای یخ» حدود ۴۵۰۰ اثر باستانی را کشف کرده است. از جمله این اکتشافات میتوان به قدیمیترین جفت اسکی چوبی سالم در جهان، یک سرنیزه وایکینگی ۳۰۰۰ ساله که توسط شکارچی گوزن شمالی در عصر برنز استفاده میشد، و همچنین منسوجات، تلهها و تونیکهایی اشاره کرد که در مسیرهای تجاری باستانی گم شده بودند. این برنامه به دلیل فعالیتهای برجسته در زمینه حفاظت، تحقیق، آموزش و مشارکت شهروندی، دو جایزه میراث فرهنگی اروپا را دریافت کرده است.
در یکی از بازدیدهای اخیر، پست-ملبی تکهای شکننده از یک سبد چرمی را که وایکینگها برای حمل شکار از آن استفاده میکردند، به نمایش گذاشت. تلاش برای کنار هم قرار دادن این رشتههای چرمی شبیه به حل یک پازل است، زیرا با کوچکترین تماس با هوا شروع به خرد شدن میکنند. یخ با متوقف کردن فرآیند پوسیدگی و کند کردن فعالیت میکروبی، مواد آلی مانند چوب و پارچه را در دمای پایین و بدون اکسیژن حفظ میکند. در حالی که یخچالهای طبیعی متحرک، اشیاء درون خود را خرد میکنند، تودههای یخی کمتحرک و در حال ذوب تدریجی، که «لکههای یخ» نامیده میشوند، میتوانند آثار باستانی را برای هزاران سال در شرایطی ایدهآل نگهداری کنند. با این حال، پس از خروج این اشیاء از دل یخ، آنها در معرض هوا و نور قرار گرفته و به سرعت تخریب میشوند.
امروزه، با شتاب گرفتن ذوب یخها به دلیل تغییرات اقلیمی در سراسر جهان، از آلپ و راکی گرفته تا کوههای آلتای، باستانشناسان یخبندان در تلاشند تا این مصنوعات در حال ظهور را کشف کنند. آنها در شرایطی پرفشار و با منابع محدود، در یک شکار گنج پرمخاطره، به دنبال یافتن بقایای گذشته پیش از آن هستند که گرمایش جهانی آنها را برای همیشه از بین ببرد. ویلیام تیلور، کیوریتور باستانشناسی در موزه تاریخ طبیعی دانشگاه کلرادو، هشدار میدهد: «بسیاری از فصلهای داستان بشر در یخهای کوهستانی کمیاب و به سرعت در حال ذوب شدن حفظ شدهاند، و تنها بخش کوچکی از این مناطق به درستی مورد بررسی قرار گرفتهاند. من نگرانم که بخش عمدهای از کوهستانهای آسیا به دلیل عدم مستندسازی کافی در مورد یخچالها و لکههای یخ، و با توجه به سرعت ذوب یخها، میراث فرهنگی و دانش علمی فوقالعادهای که در آنها ذخیره شده، طی چند سال آینده از بین برود.»
چالشهای میدانی در یک رشته نوپا
یافتن اسرار باستانی کاری ساده نیست. پست-ملبی توضیح میدهد: «شما باید مایل و قادر به پیادهروی در کوهستان باشید و تجربه باستانشناسی لازم برای بازیابی و مستندسازی را داشته باشید.» بررسی لکههای یخ نیازمند برنامهریزی استراتژیک، صبر و تخصص در باستانشناسی، نقشهبرداری، حفاظت و شناخت یخچالها است، و البته قدرت بدنی و مهارت یک کوهنورد نیز ضروری است. رمزگشایی از زندگی شکارچیان و تاجرانی که هزاران سال پیش حیوانات خود را از طریق مراتع مرتفع عبور میدادند، با گذشت زمان و ناپایداری فزاینده زمینهای کوهستانی، دشوارتر میشود. پست-ملبی از تجربیات خطرناک خود میگوید: «سال گذشته در یک شکاف یخی سقوط کردم بدون تجهیزات ایمنی.» او همچنین از سقوط سنگ برای همکارش خبر میدهد. با ذوب شدن یخها، شیب مناطق افزایش یافته و لایههای یخزده اطراف آنها که قدمتی تا ۸۰۰۰ سال دارند، در حال از هم گسیختگی هستند.
مؤسسه محیط زیست استکهلم پیشبینی کرده است که تا سال ۲۰۳۰، تولید سوختهای فسیلی در جهان بیش از دو برابر خواهد شد. در نروژ به تنهایی، انتظار میرود تا پایان قرن حاضر، ۸۰ درصد یخهای کوهستانی از بین بروند، حتی اگر انتشار گازهای گلخانهای به طور ناگهانی متوقف شود. پست-ملبی میافزاید: «در ۱۵ سال گذشته، شاهد بودهام که نیمی از یخهای مهمترین سایتهای ما در نروژ ناپدید شدهاند. پیشبینیها نشان میدهد که لکههای یخ حتی زودتر از یخچالهای طبیعی از بین خواهند رفت؛ فکر نمیکنم تا ۲۰ سال آینده لکه یخی زیادی باقی بماند.»
در شمال مغولستان، قرار گرفتن بسیاری از مصنوعات در معرض اکسیژن باعث تجزیه سریع آنها شده و سوالات بیپاسخی درباره نحوه سازگاری انسان و حیوان با تغییرات اقلیمی هزاران سال پیش باقی گذاشته است. به همین دلیل، تیلور در سالهای اخیر به بلندترین قلههای غربی این کشور روی آورده است. او میگوید: «اکنون شاهد همین اتفاق در کوههای آلتای و حتی در ایالت مونتانا هستیم. پنجره فرصت برای یادگیری از این «فریزرهای باستانی» در حال بسته شدن است و بودجههای ما نیز به شدت کاهش یافته است.»
حیات دوباره گذشته با فناوریهای نوین
باستانشناسی یخبندان، با وجود آیندهای اینچنین متزلزل، رشتهای نسبتاً نوپا محسوب میشود. پست-ملبی به یاد میآورد که این رشته در سال ۱۹۹۱، پس از کشف «اوئتزی، مرد یخی» (Ötzi the Iceman)، متولد شد. این بقایای ۵۳۰۰ ساله، نقطه عطفی در جستجوی بقایای باستانی بود. با افزایش دمای جهانی، حفاریهای نظاممند در سراسر جهان آغاز شد. در دهه ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، پروتکلهای تحقیقاتی رسمی توسعه یافتند و برنامههای بررسی، مستندسازی و حفاظت در مکانهایی مانند یوکان کانادا و آلاسکا تأسیس شد. در سال ۱۹۹۹، تیمی در آند، به رهبری کنستانزا سروتی، اولین مومیاییهای جهان، معروف به «فرزندان لولا یاکو» را کشف کردند. این سه کودک امپراتوری اینکا، که حدود سال ۱۵۰۰ میلادی قربانی آیین قربانی شدند، در نزدیکی قله آتشفشانی در ارتفاع بیش از ۶۷۰۰ متری، در بالاترین سایت باستانشناسی جهان، کاملاً حفظ شده بودند.
حقیقت سریع: سالی سرنوشتساز برای باستانشناسی یخبندان
هوای به طور غیرعادی گرم در سال ۲۰۰۶، بسیاری از مصنوعات را از یخهای کوهستانهای اینلاندت نروژ بیرون کشید. باستانشناسان فلش، سرنیزه، منسوجات و اقلام دیگری را یافتند، اما «شگفتانگیزترین» مورد، کفش چرمی بود که توسط ریدار مارستین کشف شد.
طی ۱۵ سال گذشته، پایگاه دادههای محققان از مواد مرجع کشف شده افزایش یافته و میزان DNA ارگانیک مورد نیاز برای تجزیه و تحلیل نمونهها کاهش یافته است. فناوری توالییابی DNA نسل جدید در حدود سال ۲۰۱۰، دستیابی به ژنومهای باستانی کامل را متحول کرد. این تکنیک میتواند DNA باستانی را برای آشکار کردن جزئیات مربوط به تبار، بیماری و مهاجرت حیوانات، گیاهان و انسانهای فراموش شده تجزیه و تحلیل کند. مصنوعات کشف شده توسط «رازهای یخ» تحت این تجزیه و تحلیل DNA قرار میگیرند و قدمت آنها از طریق کربنسنجی تعیین میشود. سپس، کار واقعی کارآگاهی آغاز میشود.
تیم پست-ملبی در میان بقایای در حال ظهور، به دنبال سرنخهایی درباره زندگی و محیط انسانها و حیوانات باستانی میگردد. او میگوید که این فرآیند میتواند به طرز طاقتفرسایی دقیق باشد. «چه گردهای روی اسبها بود و چه میخوردند؟ چه انگلهایی داشتند، بر اساس فضولات کاملاً حفظ شده؟» او میپرسد. از چسب قیر درخت غان که توسط انسانها برای انعطافپذیری بیشتر ابزارها جویده میشد، باستانشناسان دیگر DNA انسان را تا عصر حجر ردیابی کردهاند. «رازهای یخ» بسیاری از این قطعات گمشده را در پرونده باستانشناسی نروژ تکمیل میکند که به آنها اجازه میدهد تا گذشته را با نگاهی تازه بازسازی کنند.
باستانشناسی یخبندان در دهههای آینده شاهد اوج خود خواهد بود، زیرا باستانشناسان در حال سازماندهی حفاریها در سراسر اروپا، آسیا و آمریکا، حتی در پارکهای ملی یلواستون و گلیشر هستند. اما با وجود پیشرفتهای اخیر فناوری، این رشته فاقد سرمایهگذاری و نیروی انسانی لازم برای شناسایی، بازیابی و مستندسازی اشیاء و مواد بیولوژیکی است که از لکههای یخ در بسیاری از مناطق جهان پدیدار میشوند. تیلور میگوید: «این بدان معناست که با وجود تمام چالشهای معاصر ناشی از ذوب یخ و سایر چالشهای زیستمحیطی، زیان عظیمی به علم وارد میشود.»
زمان در حال آب شدن است
در فاصله ۴۵ دقیقهای از یافتههای نمایش داده شده در لوم، در جادههای پر پیچ و خم پارک ملی یوتونهایمن، در بلندترین کوه نروژ، یک تونل یخی از میان یک لکه یخی ۷۶۰۰ ساله عبور میکند؛ قدیمیترین یخ تاریخگذاری شده در سرزمین اصلی نروژ. ایستادن در داخل این تونل، دلیل غرور ساکنان لوم به برنامه باستانشناسی خود را کاملاً آشکار میسازد. دو سال پس از ذوب شدن اولین تونل دستساز، ساکنان محلی در سال ۲۰۱۲ هفتهها تلاش کردند تا این غار یخی تقریباً ۶۰ متری به نام «کلیمپارک ۲۴۶۹» (Klimapark 2469) را با مته حفاری کنند، با عزم راسخ برای جذب بازدیدکننده به نروژ مرکزی.
در محلی که برای غار یخی اصلی انتخاب شده بود، تیم «رازهای یخ» نیزهها، شفتها و چوبهای ترساندن گوزن وحشی را که توسط اجداد دوران عصر آهن دهکده لوم برای چوپانی استفاده میشد، کشف کرده بود. هنگام عبور بازدیدکنندگان از غار یخی، که توسط هنرمند یخی نروژی، پدر ایستا، طراحی شده است، مجسمههای یخی با الهام از اساطیر نورس و ماکتهایی از مصنوعات برنامه باستانشناسی در آن دیده میشود.
پست-ملبی میگوید: «مردم اینجا میتوانند ریشههای خود را از طریق DNA باستانی ردیابی کنند. برخی از مزارع به همان اندازه که سابقه کتبی در کلیسای ۹۰۰ ساله ما وجود دارد، در همان خانواده باقی ماندهاند. بر اساس محل تقاطع گذرگاههای کوهستانی، میتوانیم حدسهای آگاهانهای بزنیم که کدام یک از مزارع باقیمانده اکنون بیشترین استفاده را از آن مسیر داشتهاند.»
یکی از قدیمیترین اشیاء برنامه، که در مرکز کوهستان لوم به نمایش گذاشته شده، شفت یک سرنیزه ۶۰۰۰ ساله از عصر حجر است. اما اکثر یافتهها، که اکنون در موزه تاریخ فرهنگی در حال گسترش اسلو به نمایش گذاشته شدهاند، طبق گفته پست-ملبی، به دوره پایانی روم باستان (تقریباً ۷۵۳ قبل از میلاد تا ۴۷۶ پس از میلاد) مرتبط هستند. به عنوان مثال، کشف یک صندل رومی توسط باستانشناسان، درک آنها را از مسیرهای تجاری کوهستانی که قبلاً غیرقابل عبور میدانستند، تغییر داد.
رون استراند اودگارد، مهندس دانشگاه علوم و فناوری نروژ که یخچالشناسی لکههای یخ را برای «رازهای یخ» مطالعه میکند و بر «کلیمپارک ۲۴۶۹» نظارت دارد، میگوید: «آثار باستانی بیشتری در نروژ نسبت به هر جای دیگری یافت میشود. ممکن است مناطق کوهستانی ناهموارتر و یخچالهای بیشتری در مکانهایی مانند آلپ وجود داشته باشد، اما شرایط در اینجا برای حفظ آنها ایدهآل است. ما باید در پنجره زمانی پیش رو در دهههای آینده، تا قبل از ناپدید شدن یخچالهای این منطقه و از بین رفتن همه چیز، تا حد امکان جمعآوری کرده و درک کنیم.»
مشکل اینجاست که بسته به وضعیت و جنس، مصنوعات میتوانند تقریباً به سرعت کشف شدن، متلاشی شوند. زردپی و پارچهها در هوای نامساعد بسیار شکننده هستند، و «رازهای یخ» تنها تیم کوچکی متشکل از پنج باستانشناس دارد که با حجم زیادی از اشیاء روبرو هستند که از ۷۰ سایت مختلف بیرون میآیند.
این فوریت، بزرگترین چالش باستانشناسی یخبندان است، اما همچنین دلیلی است که این رشته، که ممکن است در یک قرن ظهور و افول کند، اصلاً وجود دارد.
پست-ملبی میگوید: «با تغییر منظره کوهستان در مقابل چشمان من، متوجه میشوم که بر عهده نسل من از باستانشناسان است که دستاوردها و تاریخ گذشتگان ما را در کوهستانهای بلند حفظ کنیم. اگر اکنون این کار را نکنیم، دیگر هرگز فرصتی نخواهیم داشت.»