در دنیای امروز، غولهای فناوری مانند متا (اینستاگرام و فیسبوک)، ایکس (توییتر سابق) و تیکتاک به بخشی جداییناپذیر از زندگی میلیاردها انسان تبدیل شدهاند. این پلتفرمها نه تنها ابزارهای ارتباطی، بلکه تعیینکنندههای بخش بزرگی از اطلاعاتی هستند که کاربران دریافت میکنند و در نتیجه، نحوهی درک آنها از جهان را شکل میدهند. قدرت عظیم این شرکتها، نگرانیهایی جدی را در مورد تسلط بازار، ترویج اطلاعات نادرست، قطبیسازی جامعه، و نقض حریم خصوصی کاربران ایجاد کرده است. در سالهای اخیر، اتحادیه اروپا تلاشهای قابل توجهی را برای محدود کردن نفوذ این غولهای فناوری آغاز کرده و گامهایی را برای حمایت از حاکمیت دیجیتال خود برداشته است.
این نگرانیها در مورد نحوهی مدیریت محتوا، اولویتدهی الگوریتمها به مطالب افراطی، و جمعآوری دادههای شخصی برای تبلیغات هدفمند، باعث شده تا نهادهای نظارتی در اروپا به دنبال راهحلهایی برای کاهش وابستگی به پلتفرمهای غیراروپایی باشند. در این میان، شاهد ظهور و تقویت جایگزینهای اروپایی برای شبکههای اجتماعی محبوب جهانی هستیم. این جایگزینها با تمرکز بر حریم خصوصی، شفافیت، و مدلهای غیرمتمرکز، سعی در ارائه تجربهای متفاوت و امنتر برای کاربران دارند. در ادامه به بررسی دلایل این انتقادات، معرفی برخی از این جایگزینهای اروپایی، و چالشهای پیش روی آنها خواهیم پرداخت.
انتقادات اساسی به غولهای فناوری
شرکتهای بزرگ فناوری مانند متا و بایتدنس، با در اختیار داشتن صدها میلیون تا میلیاردها کاربر در پلتفرمهای خود، نفوذ بیسابقهای بر بازار و اطلاعات جهانی دارند. الگوریتمهای این پلتفرمها نقش کلیدی در تعیین اینکه چه اخباری به دست کاربران میرسد و چگونه دنیا را از فیلتر شبکههای اجتماعی میبینند، ایفا میکنند. منتقدان بر این باورند که این شرکتها در مقابله با اخبار جعلی، ترویج افراطگرایی، و حفاظت از دادههای کاربران، به اندازه کافی مسئولیتپذیر عمل نمیکنند. نگرانیها در مورد استفاده از دادهها برای تبلیغات شخصیسازیشده و همچنین آموزش هوش مصنوعی اختصاصی این شرکتها، از دیگر موارد انتقادی است.
در اروپا، بحثهایی جدی در مورد ممنوعیت استفاده از شبکههای اجتماعی برای جوانان در جریان است و کشورهایی مانند استرالیا نیز پیش از این قوانینی را در این زمینه وضع کردهاند. اتحادیه اروپا سالهاست که با پلتفرمهای شبکههای اجتماعی بر سر استراتژیهای نظارت بر محتوا، از جمله فیسبوک مارک زاکربرگ، درگیر بوده است. پس از فروش توییتر به ایلان ماسک و تغییر نام آن به ایکس، بسیاری از کاربران و مشتریان تبلیغاتی از این پلتفرم فاصله گرفتند. پلتفرم چینی تیکتاک نیز با اتهاماتی مبنی بر ارتباط با دولت چین و حزب کمونیست، و همچنین نگرانیهایی در مورد سانسور مواجه شده است. سازمانهای امنیتی اروپا هشدار دادهاند که تیکتاک یا بایتدنس ممکن است حجم نامشخصی از دادههای کاربران را ذخیره کنند، بدون آنکه هدف یا نحوهی استفاده از این دادهها توسط چین مشخص باشد.
ظهور جایگزینهای اروپایی
در پاسخ به این چالشها، چندین جایگزین اروپایی برای شبکههای اجتماعی محبوب جهانی ظهور کردهاند. پلتفرم ماستودون (Mastodon) از آلمان، به عنوان یکی از شناختهشدهترین جایگزینها برای توییتر (ایکس) مطرح شده است. فرانسه نیز پلتفرم پییرتیوب (PeerTube) را به عنوان جایگزینی برای یوتیوب گوگل راهاندازی کرده است. اپلیکیشن بوریل (BeReal) که اصالتاً فرانسوی است، در سال ۲۰۲۲ با ارائهی مفهومی مبنی بر انتشار تنها یک عکس در روز بدون امکان ویرایش، محبوبیت موقتی کسب کرد و هدف آن کاهش پتانسیل اعتیاد به شبکههای اجتماعی بود.
شبکه اروپایی یورواسکای (Eurosky) نیز به عنوان پلتفرمی برای دسترسی به شبکههای اجتماعی مستقل، دادهها را به صورت غیرمتمرکز و مطابق با مقررات حفاظت از دادههای عمومی اتحادیه اروپا (GDPR) ذخیره میکند. اپلیکیشن دبلیو سوشال (W Social) از سوئد، که در روز اروپا (۹ مه) راهاندازی شد، به عنوان جایگزینی با مصرف داده کمتر برای ایکس معرفی شده است. این پلتفرم خود را شبکهی اجتماعی «تحت قوانین اتحادیه اروپا، با دادههای میزبانی شده در اروپا، و ساخته شده برای افراد واقعی و تأیید شده» توصیف میکند. این رویکرد در راستای سیاستهای حاکمیت دیجیتال اروپا و کاهش وابستگی به فناوریهای خارجی است.
ویژگیهای متمایز پلتفرمهای اروپایی
پلتفرم ماستودون نمونهای روشن از تفاوتهای بنیادین با پلتفرمهای بزرگ غیراروپایی است. این شبکه به صورت غیرمتمرکز عمل میکند؛ یعنی دادهها به جای یک سرور واحد، بر روی کامپیوترهای مختلفی که توسط افراد یا مؤسسات خصوصی اداره میشوند، ذخیره میگردند. ماستودون از پروتکل غیرمتمرکز ActivityPub استفاده میکند که توسط کنسرسیوم وب جهانگستر (W3C) به ریاست تیم برنرز لی، مخترع وب، مدیریت میشود. ماستودون بخشی از فدیورس (Fediverse) است، مجموعهای از شبکههای مستقل عمدتاً اروپایی، از جمله پییرتیوب. پلتفرمهای فدیورس مبتنی بر نرمافزارهای متنباز هستند که آنها را مقرونبهصرفهتر و شفافتر از رقبای آمریکاییشان میسازد.
در برنامهنویسی الگوریتمهای این پلتفرمها، از خطوط زمانی بیپایان برای توصیهها و اولویتدهی به محتوای افراطی پرهیز میشود. این رویکرد به طور اساسی به حفاظت از افراد خردسال و پیشگیری از اعتیاد کمک میکند. مقامات در کشورهای اروپایی تأکید دارند که در حوزههای کلیدی سیاست امنیتی، باید تنها از محصولاتی استفاده شود که تحت کنترل یا دسترسی دولتهای غیراروپایی نباشند. این دیدگاه، حمایت بسیاری از سیاستمداران و کارشناسان فناوری در اروپا را به خود جلب کرده است.
چالشها و محدودیتهای پلتفرمهای اروپایی
هر پلتفرم اجتماعی برای جذب مخاطب، به حضور تعداد زیادی کاربر متکی است؛ کاربران و تبلیغکنندگان، دستیابی و دیده شدن را برای پلتفرمها فراهم میکنند. اینجاست که بزرگترین نقطه ضعف پلتفرمهای اروپایی آشکار میشود: آنها هنوز به اندازهی کافی بزرگ نیستند تا به جایگاه جهانی دست یابند. یکی از مسائل اصلی در مقایسه با ارائهدهندگان بزرگ، پیچیدگی راهاندازی و رابط کاربری آنهاست. طبق گفتهی یوخیم سلزر از باشگاه کامپیوتر آلمان، متقاعد کردن کاربران به استفاده از این جایگزینها دشوار است، زیرا آنها به خوبی شناخته شده نیستند و ممکن است ظاهر برنامهها دقیقاً مطابق با تجربهی قبلی کاربران نباشد. مهاجرت به برنامههای دیگر میتواند با «یک دورهی تطبیق» همراه باشد.
در حال حاضر، ماستودون حدود ۱۰ میلیون حساب کاربری ثبتشده و حدود ۱ میلیون کاربر فعال ماهانه دارد. پلتفرمهای ویدیویی زیرمجموعه پییرتیوب نیز حدود ۱ میلیون ویدئو را میزبانی میکنند که این امر آنها را به «غولهای» اروپایی تبدیل کرده است. با این حال، تا به امروز، هیچ نشانهای مبنی بر اینکه جایگزینهای اروپایی بتوانند بر رقبای آمریکایی یا چینی خود غلبه کنند، وجود ندارد. توسعه و جذب کاربر در مقیاس جهانی نیازمند سرمایهگذاری هنگفت و استراتژیهای بازاریابی قوی است که این پلتفرمهای نوظهور هنوز با چالشهای جدی در این زمینه مواجه هستند.
تحلیل تأثیر
تلاش اتحادیه اروپا برای حمایت از پلتفرمهای شبکههای اجتماعی داخلی، نشاندهندهی یک تغییر پارادایم جهانی در حاکمیت دیجیتال است. این رویکرد نه تنها به دنبال کاهش وابستگی به شرکتهای فناوری خارجی و تقویت اقتصاد دیجیتال اروپاست، بلکه اهدافی چون حفاظت از حریم خصوصی شهروندان، مقابله با اطلاعات نادرست، و ایجاد فضایی امنتر برای کاربران را نیز دنبال میکند. اگر این جایگزینهای اروپایی بتوانند بر چالشهای مقیاسپذیری و جذب کاربر غلبه کنند، میتوانند در آینده نقش مهمی در اکوسیستم جهانی شبکههای اجتماعی ایفا نمایند و الگویی برای سایر مناطق جهان باشند که به دنبال استقلال دیجیتال و حفاظت از ارزشهای بومی خود هستند.