دانشمندان در پژوهشی جدید، طرحی بلندپروازانه برای احداث یک سد عظیم در تنگه برینگ، میان روسیه و آلاسکا، را به عنوان راهکاری بالقوه برای جلوگیری از فروپاشی احتمالی جریان اقیانوسی مهمی که آب و هوای اروپا را تنظیم میکند، مطرح کردهاند. این طرح که هدف آن جداسازی اقیانوس آرام از اقیانوس منجمد شمالی و در نتیجه تقویت "گردش دماشوری اقیانوس اطلس" (AMOC) است، میتواند فرصتی دوباره برای مقابله با اثرات تغییرات اقلیمی باشد. با این حال، محققان هشدار میدهند که این پروژه عظیم مهندسی، علاوه بر چالشهای فنی و اقتصادی فراوان، با ریسکها و پیامدهای پیشبینی نشدهای نیز همراه است و نتایج اولیه صرفاً مبتنی بر مدلسازیهای کامپیوتری است.
AMOC، شبکهای حیاتی از جریانهای اقیانوسی است که آبهای گرم و شور را از مناطق استوایی به سمت شمال در اقیانوس اطلس هدایت میکند، جایی که این آبها سرد شده و به اعماق اقیانوس فرو میروند. این چرخه، نقش اساسی در تنظیم دمای کره زمین، به ویژه حفظ آب و هوای معتدل در اروپای شمالی ایفا میکند. تحقیقات متعدد نشان دادهاند که فعالیتهای انسانی و افزایش انتشار گازهای گلخانهای، این سیستم حیاتی را تضعیف کرده و احتمال فروپاشی آن را در دهههای آینده افزایش داده است. فروپاشی AMOC میتواند منجر به تغییرات اقلیمی شدید و فاجعهبار در سراسر جهان، از جمله افت شدید دما در اروپا، خشکسالیهای گسترده، افزایش سطح آب دریاها و اختلال در تولید مواد غذایی شود.
پیامدهای فروپاشی قریبالوقوع AMOC
جریان اقیانوسی AMOC، نقشی حیاتی در توزیع حرارت در کره زمین ایفا میکند. این جریان، با انتقال آبهای گرم از استوا به سمت شمال، دمای قاره اروپا را به طور قابل توجهی تعدیل کرده و از یخبندانهای شدید در عرضهای جغرافیایی بالا جلوگیری میکند. مطالعات اخیر نشان میدهند که AMOC با سرعتی هشداردهنده در حال تضعیف است و پیشبینی میشود تا سال ۲۱۰۰، بین ۴۳ تا ۵۹ درصد ضعیفتر شود که این میزان، ۶۰ درصد قویتر از تضعیف پیشبینی شده در مدلهای قبلی است. این تضعیف سریع، احتمال فروپاشی ناگهانی این سیستم حیاتی را افزایش داده و زنگ خطر را برای آینده اقلیم کره زمین به صدا درآورده است.
فروپاشی کامل AMOC میتواند عواقب ویرانگری به همراه داشته باشد. دمای هوا در شمال اروپا ممکن است به شدت کاهش یابد و شرایطی شبیه به عصر یخبندان را تجربه کند. همچنین، انتظار میرود در سواحل شمال شرقی آمریکای شمالی، سطح آب دریاها حداقل ۵۰ سانتیمتر افزایش یابد. علاوه بر این، الگوهای بارش در مناطق مختلف جهان تغییر کرده و منجر به خشکسالیهای شدید در برخی مناطق و سیل در مناطق دیگر شود. اختلال در تولید مواد غذایی و تهدید امنیت غذایی جهانی از دیگر پیامدهای احتمالی فروپاشی AMOC است.
طرح ساخت سد در تنگه برینگ
در پژوهش جدیدی که در مجله Science Advances منتشر شده است، دکتر یله سونس و دکتر هنک دایکسترا از دانشگاه اوترخت هلند، مدلی را برای بررسی تأثیر بستن تنگه برینگ بر AMOC طراحی کردهاند. این تنگه، که حدود ۸۲ کیلومتر عرض دارد و دو جزیره در میانه آن قرار گرفته است، نیازمند احداث سه سد جداگانه خواهد بود. طولانیترین سد باید حدود ۳۸ کیلومتر باشد.
مدلسازیهای آنها نشان میدهد که در شرایط انتشار کم دیاکسید کربن (CO2) و تضعیف جزئی AMOC، بستن تنگه برینگ میتواند این جریان را تقویت کرده و امکان ادامه فعالیت آن را با افزایش انتشار CO2 فراهم کند. با این حال، در شرایطی که AMOC از قبل ضعیفتر باشد، بستن تنگه برینگ میتواند روند تضعیف آن را تسریع بخشد. این نتایج نشان میدهد که طرح سد، راهحلی قطعی و بدون ریسک نیست و اثربخشی آن به عوامل متعددی بستگی دارد.
چالشهای مهندسی و زیستمحیطی
از لحاظ فنی، ساخت چنین سدهایی در تنگه برینگ با وجود عمق نسبتاً کم (حدود ۵۹ متر در عمیقترین نقطه) امکانپذیر به نظر میرسد. طولانیترین بخش سد پیشنهادی، قابل مقایسه با برخی از سدهای بزرگ جهان مانند سد afsluitdijk هلند (۳۲ کیلومتر) یا سد Saemangeum کره جنوبی (۳۳ کیلومتر) است. با این حال، شرایط محیطی در تنگه برینگ بسیار چالشبرانگیزتر است؛ جریانهای قوی آبی، وجود یخهای شناور و موقعیت جغرافیایی دورافتاده، اجرای چنین پروژهای را پیچیده میکند. علاوه بر این، ملاحظات ژئوپلیتیکی بین دو کشور روسیه و آمریکا (به دلیل نزدیکی آلاسکا به روسیه) نیز نباید نادیده گرفته شود.
قطع ارتباط میان اقیانوس آرام و اقیانوس منجمد شمالی، پیامدهای زیستمحیطی گستردهای خواهد داشت. این اقدام میتواند منجر به تغییرات چشمگیر در تبادل آب، گرما، مواد مغذی و موجودات دریایی بین دو اقیانوس شود. اکوسیستمهای دریایی، صنایع ماهیگیری، مسیرهای کشتیرانی و جوامع بومی که به این تنگه وابستهاند، تحت تأثیرات جدی قرار خواهند گرفت. دکتر جاناتان بیکر، دانشمند اقیانوسشناس، هشدار داده است که هرگونه مداخله در این مقیاس نیازمند بررسی دقیق پیامدهای ناخواسته در کنار منافع احتمالی است.
تحلیل تأثیر
طرح ساخت سد در تنگه برینگ، نمونهای جسورانه از مهندسی اقلیمی است که در مواجهه با تهدید فروپاشی AMOC مطرح شده است. در حالی که مدلسازیهای اولیه نتایج امیدوارکنندهای را در برخی سناریوها نشان میدهند، اما وابستگی شدید این راهکار به شرایط انتشار گازهای گلخانهای و قدرت فعلی AMOC، آن را از جایگاه یک راهحل قطعی دور نگه میدارد. مهمتر از همه، این پروژه عظیم مهندسی، ریسکهای زیستمحیطی، اجتماعی و ژئوپلیتیکی قابل توجهی را به همراه دارد که نیازمند بررسیهای عمیقتر و جامعتر است. در نهایت، پایدارترین و قابل اطمینانترین راهکار برای جلوگیری از فاجعه اقلیمی ناشی از تضعیف AMOC، همچنان کاهش گسترده و فوری انتشار گازهای گلخانهای باقی میماند.