علفکش رانداپ (Roundup)، محصولی که توسط شرکت مونسانتو توسعه یافت و بعدها توسط بایر خریداری شد، طی دههها به یکی از پرکاربردترین سموم علفکش در سراسر جهان تبدیل شده است. این محصول که بر پایه ماده فعال گلیفوسیت (glyphosate) بنا شده، به دلیل خاصیت غیرانتخابی خود، قادر به از بین بردن طیف وسیعی از گیاهان است. در دهه ۱۹۷۰، این علفکش به عنوان جایگزینی «امنتر» برای سموم قدیمیتر مانند دیکامبا و ۲،۴-دی معرفی شد و ادعا میشد که حتی از نمک خوراکی نیز کمخطرتر است. کاربرد اولیه آن در کشاورزی، پاکسازی مزرعه پیش از کاشت و اطمینان از محیطی عاری از علف هرز در ابتدای فصل رشد بود. همچنین در مصارف غیرکشاورزی نیز برای کنترل علفهای هرز در شکاف پیادهروها، اطراف ساختمانها و سایر نقاط مورد استفاده قرار گرفت، اگرچه به دلیل خاصیت غیرانتخابی، نیاز به احتیاط فراوان داشت تا به گیاهان مورد نظر آسیب نرساند.
موفقیت اولیه رانداپ، مونسانتو را به توسعه محصولات جدیدتری ترغیب کرد. در سال ۱۹۹۶، شرکت مونسانتو با معرفی سویههای اصلاحشده ژنتیکی (GE) ذرت، سویا، پنبه، چغندر قند و کلزا که در برابر رانداپ مقاوم بودند، انقلابی در صنعت کشاورزی ایجاد کرد. این محصولات امکان سمپاشی «بالا به پایین» را فراهم میآوردند که در آن، علفکش تمام گیاهان به جز محصول اصلی را از بین میبرد. این نوآوری باعث شد رانداپ به یکی از پرمصرفترین علفکشها در جهان تبدیل شود و محصولات اصلاحشده ژنتیکی نیز سهم عمدهای از تولید محصولات کشاورزی جهانی را به خود اختصاص دهند. این روند، اگرچه در ابتدا نویدبخش بود، اما رفتهرفته چالشهای جدیدی را به همراه داشت.
تکامل محصولات و ظهور مقاومت علفهای هرز
با وجود شعار مونسانتو مبنی بر «یک بار سمپاشی کافی است»، گذشت زمان نشان داد که برخی از علفهای هرز در حال ایجاد مقاومت در برابر گلیفوسیت هستند. این پدیده کشاورزان را دوباره به نقطه اول بازگرداند و نیاز به علفکشهایی که بتوانند به طور مداوم مؤثر باشند، احساس شد. در پاسخ به این چالش، مهندسی ژنتیک محصولات کشاورزی برای مقاومت در برابر سایر علفکشها مانند دیکامبا و ۲،۴-دی نیز توسعه یافت. معرفی محصولات «چندگانه» یا «ترکیبی» (stacked GE crops) که در برابر چندین علفکش مقاومت داشتند، امکان استفاده همزمان از ترکیبی از علفکشها را فراهم آورد تا احتمالاً محیطی عاری از علف هرز در طول فصل رشد تضمین شود. این امر منجر به افزایش کلی مصرف علفکشها، حتی در محصولات اصلاحشده ژنتیکی، گردید.
در این میان، هزینههای بذر محصولات اصلاحشده ژنتیکی نیز افزایش چشمگیری نسبت به بذرهای غیرتراریخته داشت. انگیزه اصلی پشت این تغییرات، نه کاهش هزینههای تولید کشاورزان یا مصرف علفکش، بلکه افزایش سودآوری شرکتها از طریق فروش بیشتر بذر و سموم بود. برای کشاورزانی که تمایلی به استفاده از محصولات تراریخته نداشتند، یافتن بذرهای غیرتراریخته اغلب دشوار میشد. علاوه بر این، برخی کشاورزان به دلیل نگرانی از آسیب دیدن محصولات غیرتراریخته در اثر «رانش شیمیایی» (chemical drift) از مزارع مجاور که از محصولات تراریخته استفاده میکردند، مجبور به کاشت بذرهای تراریخته به عنوان یک اقدام پیشگیرانه میشدند.
سلامت انسان و چالشهای قانونی
در خصوص ایمنی رانداپ، در سال ۲۰۰۰ مطالعهای در ژورنال Regulatory Toxicology and Pharmacology منتشر شد که ماده فعال گلیفوسیت را بیخطر و فاقد ریسک برای سلامتی انسان اعلام میکرد. این مطالعه به طور مداوم به عنوان مدرکی برای ایمنی رانداپ مورد استناد قرار گرفت. با این حال، مطالعات متعدد دیگری نشان دادند که گلیفوسیت میتواند عامل ابتلا به سرطان باشد و حتی مواد غیرفعال موجود در فرمولاسیون ثبتشده رانداپ، سمیت گلیفوسیت را افزایش میدهند. علاوه بر این، استفاده از رانداپ به عنوان یک ماده خشککننده (desiccant) در محصولات غلات مانند جو، گندم و جو دوسر قبل از برداشت، باعث ورود مستقیم رانداپ به زنجیره غذایی انسان میشود.
از زمان خریداری مونسانتو در سال ۲۰۱۸، شرکت بایر مجبور به پرداخت حدود ۱۱ میلیارد دلار برای حل و فصل نزدیک به ۱۰۰,۰۰۰ دعوای قضایی مرتبط با سرطان شد و حدود ۶۱,۰۰۰ پرونده همچنان در انتظار رسیدگی است. در دسامبر ۲۰۲۵، ضربه دیگری به ادعای ایمنی رانداپ وارد شد؛ زمانی که ژورنال Regulatory Toxicology and Pharmacology مقاله سال ۲۰۰۰ خود را که ایمنی رانداپ را ترویج میداد، پس گرفت. مشخص شد که دانشمندان مونسانتو نقش قابل توجهی در طراحی و نگارش این مقاله داشتهاند، هرچند که ادعا شده بود این مطالعه مستقل و داوریشده است. این افشاگری، اعتبار تحقیقات پیشین را زیر سؤال برد و نگرانیها در مورد تأثیرات بلندمدت این ماده شیمیایی را افزایش داد.
تحلیل تاثیرات (Impact Analysis)
پس از دههها تبلیغ رانداپ به عنوان یک علفکش مؤثر و ایمن برای انسان و محیط زیست، و حتی ادعای اینکه «بدون آن عواقب وخیمی در پی خواهد بود»، واقعیتهای جدیدی در حال آشکار شدن است. شرکتهایی مانند بایر، برای حفظ محصول و سود خود، گاه ناگزیر به روایت داستانهایی هستند که لزوماً با حقیقت علمی همخوانی ندارد. در حالی که بایر و صنایع وابسته به کشاورزی صنعتی ممکن است در ظاهر در حال رونق باشند، کشاورزان واقعی با چالشهای فزایندهای روبرو هستند و جامعه کمتر به این نکته توجه میکند که دروغها به جای حقیقت پذیرفته میشوند. این وضعیت نه تنها بر معیشت کشاورزان، بلکه بر سلامت عمومی و پایداری زیستمحیطی نیز تأثیرات عمیقی بر جای میگذارد و نیاز به بازنگری جدی در رویکردهای کشاورزی مدرن را ضروری میسازد.