پارلمان غنا در مارس ۲۰۲۶، اولین قرارداد رسمی استخراج لیتیوم این کشور را تصویب کرد. این اتفاق سه سال پس از تأیید تجاری بودن ذخایر لیتیوم در سپتامبر ۲۰۲۳ رخ داد. پروژه معدنکاری ایووا (Ewoyaa Lithium Project) که در منطقه مرکزی غنا واقع شده، گسترهای وسیع را شامل میشود و در طول نسلها محل سکونت جوامع کشاورز بوده است. قرارداد مذکور بین دولت غنا و شرکت «باراری دیوی غنا» (Barari DV Ghana Limited)، یکی از شرکتهای تابعه آتلانتیک لیتیوم (Atlantic Lithium) مستقر در استرالیا، منعقد شده است. لیتیوم، مادهای کلیدی در ساخت باتریهای خودروهای الکتریکی، سیستمهای ذخیرهسازی انرژی تجدیدپذیر و دستگاههای الکترونیکی روزمره، نقشی حیاتی در زنجیرههای تأمین جهانی مواد معدنی برای کربنزدایی انرژی و حملونقل ایفا میکند.
تصویب این قرارداد، آغازگر مذاکرات رسمی با جوامع محلی در خصوص جابجایی، جبران خسارت و احیای معیشت آنها خواهد بود. طبق قانون معادن و کانسار غنا، جبران خسارات میتواند شامل پرداخت غرامت برای زمین، محصولات کشاورزی، سازههای ساختمانی و سایر داراییهایی باشد که تحت تأثیر عملیات معدنکاری قرار میگیرند. این توافق همچنین به سه سال توقف قانونی فعالیتهای مرتبط با معدن در منطقه پایان میدهد؛ توقفی که پس از کشف مواد معدنی با ارزش تجاری، طبق قوانین غنا لازمالاجرا میشود. هدف از این مقررات، حفاظت از منافع دولت و شرکتهای معدنی در برابر مسائلی چون ساختوسازهای سفتهبازانه، ادعاهای ناگهانی برای مالکیت زمین و درخواستهای تورمزده برای جبران خسارت بوده است.
پیامدهای اجتماعی و اقتصادی توقف قانونی
توقف قانونی فعالیتهای مرتبط با معدن، که در مورد پروژه ایووا سه سال به طول انجامید، طبق قوانین غنا، تا زمان حصول توافق معدنکاری و روشن شدن وضعیت پرداخت غرامت، محدودیتهایی را بر ساختوسازهای دائمی جدید، توسعه مزارع و سایر تغییرات عمده در کاربری اراضی اعمال میکند. این محدودیتها با هدف تثبیت کاربری اراضی و تضمین ارزیابی منصفانه وضع شدهاند، اما پیامدهای اجتماعی عمیقی برای ساکنان مناطق درگیر دارند. در طول این دوره، تصمیمگیریهای روزمره افراد در مورد معیشت، مسکن و آینده شغلی به حالت تعلیق درمیآید. عملاً، ساکنان مناطق درگیر یا نزدیک به محل معدن، قادر به ساختوساز، گسترش مزارع یا اتخاذ تصمیمات اساسی دیگر در مورد استفاده از زمین خود نیستند.
جامعههای تحت تأثیر، در طول این دوره از توقف، در وضعیتی شبیه به «زمان یخزده» زندگی میکنند. کشاورزان نمیتوانند با اطمینان برای فصل زراعی بعدی برنامهریزی کنند، خانوادهها بهبود وضعیت خانههای خود را به تعویق میاندازند و جوانان تصمیمات مهم زندگی را به دلیل عدم قطعیت در مورد دسترسی آتی به زمین، به آینده موکول میکنند. قرارداد معدنکاری این انتظار را پایان نمیدهد، بلکه مرحله جدیدی از مذاکرات، ارزیابی غرامتها و فرآیندهای اداری را آغاز میکند که ممکن است ماهها یا حتی سالها به طول انجامد. این بلاتکلیفی طولانیمدت، صدمات اجتماعی و اقتصادی واقعی به بار میآورد که اغلب در بحثهای سیاستی نادیده گرفته میشوند.
تحلیل «زمان معلق» بر زندگی روزمره
مطالعات آکادمیک در زمینه حکمرانی، منابع طبیعی، سیاست و گذار انرژی، حاکی از آن است که این تأخیرهای طولانی، تأثیرات منفی قابل توجهی بر زندگی روزمره داشته است. ساکنان مناطق، این دوره را نوعی «زمان یخزده» توصیف کردهاند که در آن پیشرفت در زندگی امکانپذیر نبوده است. عقبماندگیهای اقتصادی و فشار عاطفی ناشی از دورههای طولانی بلاتکلیفی، اغلب در بحثهای سیاستگذاری عمومی نادیده گرفته میشود.
تحقیقات میدانی در جوامع غنی از لیتیوم ایووا، کرمپا کروم و کروفو، نشان میدهد که این «زمان معلق» چگونه بر انتخابهای اقتصادی، روابط اجتماعی و ریتم زندگی جامعه تأثیر گذاشته است. این احساس که زندگی افراد توسط نیروهایی خارج از کنترلشان مختل شده، در میان ساکنان مشترک بوده است. توقف قانونی تنها روند توسعه را متوقف نکرو، بلکه فرآیند تصمیمگیری، تحقق آرزوها و توانایی برنامهریزی حتی سادهترین جنبههای آینده را نیز به حالت تعلیق درآورده است.
ناعدالتی زمانی و پیامدهای آن
مفهوم «ناعدالتی زمانی» که از دل گفتههای ساکنان در مورد چگونگی تغییر آرزوها، معیشت و احساس امنیتشان ناشی از زمانبندی اداری پدیدار شد، چارچوبی برای درک عمیقتر این پدیده ارائه میدهد. ناعدالتی زمانی زمانی رخ میدهد که گروههای خاصی، بار ناعادلانهای از انتظار، بلاتکلیفی و تأخیر در تصمیمگیری را متحمل میشوند. این اختلالات، اگرچه ممکن است از دیدگاه بیرونی جزئی به نظر برسند، اما پیامدهای گستردهتری دارند. این مسائل بر زمانبندی پروژهها، اعتماد سرمایهگذاران و پایداری بلندمدت زنجیرههای تأمینی که گذار انرژی پاک جهانی را پیش میبرند، تأثیر میگذارند.
این تأخیرها منجر به کاهش فرصتهای محلی و مهاجرت جوانان شده است. جوانان از بلاتکلیفی در مورد چشمانداز شغلی خود و عدم شفافیت در مورد دسترسی یا معنای اشتغال آینده در معدن، ابراز ناامیدی کردهاند. بسیاری از بزرگسالان جوان، که پیش از این از سالها فرصتهای راکد ناامید شده بودند، برای یافتن کار به مناطق دیگر مهاجرت کردهاند. از سوی دیگر، کشاورزان گزارش کردهاند که قادر به گسترش مزارع یا سرمایهگذاری نبودهاند و در نتیجه دچار زیان مشخصی شدهاند. همچنین، زنان تاجر که بخش قابل توجهی از محصولات کشاورزی و مواد غذایی را عرضه میکنند، به دلیل توقف فعالیتهای کشاورزی، در الگوی درآمد خانگی خود اختلال تجربه کردهاند. ریشسفیدان جوامع نیز از عدم ارتباطات محدود در طول سالها، بیاعتمادی فزایندهای نسبت به نهادهای دولتی و فرآیندهای حاکم بر توافقنامه معدنی ابراز داشتهاند.
راهکارهای پیش رو برای جبران خسارات زمانی
با ورود غنا و شرکت معدنی به مرحله جبران خسارت و تعامل با جوامع، فرصتی برای رسیدگی به زیانهای مادی و همچنین بار «زمانی» که جوامع تحمل کردهاند، وجود دارد. اولاً، چارچوبهای جبران خسارت باید اذعان کنند که خود دوره توقف قانونی نیز باعث خسارت شده است. سیاستگذاران باید علاوه بر زمین، محصولات و سازهها، هزینههای اقتصادی و اجتماعی سالها انتظار را نیز در نظر بگیرند. ثانیاً، مشارکت با جوامع باید بهموقع، شفاف و مشارکتی واقعی باشد و اطلاعات باید به طور مداوم، بهویژه زمانی که معیشت مردم به آن وابسته است، در جریان باشد.
ثالثاً، غنا باید اصول «عدالت زمانی» را در حکمرانی معدنکاری ادغام کند، شامل تعیین جدول زمانی روشنتر، ارائه بهروزرسانیهای منظم و حمایت از جوامعی که با تأخیرهای طولانی مدت مواجه هستند. در نهایت، با تعمیق نقش غنا در زنجیرههای تأمین جهانی مواد معدنی حیاتی، جوامع محلی باید از مزایای آن بهرهمند شوند و هزینههای پنهان را بر دوش نکشند. گذار عادلانه انرژی، نیازمند توزیع منصفانه نه تنها ثروت معدنی، بلکه زمان، قطعیت و فرصت نیز هست.
تحلیل پیامدهای گستردهتر
تصویب قرارداد معدن لیتیوم ایووا در غنا، بیش از یک توافق تجاری صرف است؛ این رویداد نقطه عطفی در گذار جهانی به سوی انرژی پاک محسوب میشود. با افزایش تقاضا برای لیتیوم به عنوان جزئی حیاتی در باتریهای خودروهای الکتریکی و سیستمهای ذخیرهسازی انرژی تجدیدپذیر، کشورهایی مانند غنا در موقعیت مهمی قرار گرفتهاند. با این حال، موفقیت این پروژهها به شدت به نحوه مدیریت جنبههای اجتماعی و اقتصادی، بهویژه حقوق و رفاه جوامع محلی وابسته است. تجارب گذشته در پروژههای استخراج منابع طبیعی نشان داده است که نادیده گرفتن پیامدهای اجتماعی، میتواند منجر به منازعات محلی، تأخیر در پروژهها و کاهش اعتماد عمومی شود.
مدلسازی نحوه جبران خسارات و مشارکت با جوامع در پروژه ایووا میتواند به عنوان الگویی برای سایر پروژههای معدنکاری لیتیوم در سراسر جهان عمل کند. تأکید بر «عدالت زمانی» و شناسایی خسارات ناشی از بلاتکلیفی طولانیمدت، رویکردی نوآورانه و انسانمحور در مدیریت منابع طبیعی است. این امر نه تنها به ایجاد روابط قویتر بین شرکتهای معدنی، دولتها و جوامع محلی کمک میکند، بلکه پایداری بلندمدت زنجیرههای تأمین مواد معدنی مورد نیاز برای دستیابی به اهداف اقلیمی را نیز تضمین مینماید. نادیده گرفتن این جنبههای اجتماعی-اقتصادی میتواند به طور قابل توجهی بر جدول زمانی پروژهها، اعتماد سرمایهگذاران و در نهایت، سرعت گذار جهانی به انرژی پاک تأثیر منفی بگذارد.