هزینههای جهانی فناوری اطلاعات با جهشی قابل توجه از ۶.۱۵ تریلیون دلار در ماه فوریه به ۶.۳۱ تریلیون دلار در عرض دو ماه افزایش یافته است. جان-دیوید لاولاک، پیشبینیکننده ارشد در شرکت گارتنر، دلیل اصلی این افزایش را تقریباً به طور کامل هوش مصنوعی (AI) میداند. او در مصاحبه با ET Now توضیح داد که سرورهای بهینهسازی شده برای هوش مصنوعی و توسعه مراکز داده توسط شرکتهای بزرگ (hyperscaler) مبالغ قابل توجهی به پیشبینیهای سرمایهگذاری فناوری در سراسر جهان اضافه کردهاند.
لاولاک با اشاره به اینکه هزینههای تجهیزات شبکهسازی سازمانی نیز به عنوان اثری مستقیم از گسترش هایپراسکالرها افزایش یافته است، گفت: «ما در حال ساختن زیرساختهای لازم برای اجرای مدلهای زبان بزرگ (LLM) و عاملهای هوش مصنوعی در آینده هستیم.» این تحولات نشاندهنده تغییر پارادایم در صنعت فناوری است، جایی که هوش مصنوعی نه تنها به عنوان یک ابزار، بلکه به عنوان یک محرک اصلی برای سرمایهگذاری و نوآوری عمل میکند.
فرصت هند در خدمات مدیریت شده
علیرغم رشد کلی خدمات فناوری اطلاعات که با نرخ متوسط ۳ تا ۴ درصد در حال پیشرفت است، لاولاک فرصت واقعی را برای هند در این زمینه میبیند. با توجه به اینکه مدیران ارشد فناوری (CIO) در سطح جهانی تیمهای داخلی خود را از کارهای روتین و کالایی به سمت ابتکارات استراتژیک هوش مصنوعی سوق میدهند، شکافی در نیروی کار در حال ظهور است. ارائهدهندگان خدمات مدیریت شده (managed services providers) در موقعیت مناسبی برای پر کردن این شکاف قرار دارند.
او افزود که مرحله بعدی این فرصت، در توسعه و ادغام هوش مصنوعی و اتوماسیون عاملمحور توسط ارائهدهندگان خدمات مدیریت شده در پیشنهاداتشان نهفته است. این امر لایه جدیدی از بهرهوری هزینه را برای مشتریان جهانی ایجاد میکند. هند، با پایگاه استعدادهای خدمات عمیق خود، در موقعیت خوبی برای جذب این تقاضا قرار دارد.
این امر به ویژه با توجه به تمرکز بر توسعه مدلهای زبان بزرگ و کاربردهای تخصصی هوش مصنوعی اهمیت پیدا میکند.
واقعیت ناخوشایند برای شرکتهای خدماتی
با این حال، لاولاک چالش ساختاری پیش روی شرکتهای فناوری اطلاعات هند را نادیده نگرفت. او صنعت را در یک چهارراه توصیف کرد و بیان داشت که پویاییها برای بازیگران صرفاً خدماتی در مقایسه با شرکتهای نرمافزاری نامساعد است.
هنگامی که یک شرکت نرمافزاری در هوش مصنوعی سرمایهگذاری میکند، مشتریان آن را با قراردادهای بزرگتر برای ویژگیهای پیشرفتهتر پاداش میدهند. اما زمانی که یک شرکت خدماتی همین کار را انجام میدهد، مشتریان انتظار دارند که سود حاصل از افزایش بهرهوری در قالب قیمتهای پایینتر به آنها بازگردانده شود. لاولاک به صراحت گفت: «شرکتهای خدماتی برای پیادهسازی تحویل مبتنی بر هوش مصنوعی هزینه میکنند و در عوض با قراردادهای کوچکتر پاداش میگیرند.» این عدم تقارن، یک مانع ساختاری است که کل صنعت خدمات جهانی – نه فقط هند – باید با آن کنار بیاید.
هند نیازی به پیروزی در رقابت مراکز داده ندارد
در مورد مشارکت هند در ساخت زیرساختهای هوش مصنوعی، لاولاک دیدگاه اطمینانبخشی ارائه داد. برخلاف رایانش ابری، که در آن مراکز داده باید به دلیل محدودیتهای تأخیر نزدیک به کاربران نهایی باشند، ارائه خدمات هوش مصنوعی میتواند تأخیر ناشی از فاصله را تحمل کند. این بدان معناست که هند برای باقی ماندن در صحنه جهانی، نیازی به رقابت با ایالات متحده – که بیش از ۵۰ درصد از هزینههای جهانی هوش مصنوعی را به خود اختصاص میدهد – در ساخت مراکز داده عظیم ندارد.
داشتن مراکز داده محلی به هند کمک میکند تا مدلهای زبان بزرگ و هوش مصنوعی خاص دامنه خود را توسعه دهد، اما این یک پیشنیاز برای بهرهمندی از اقتصاد جهانی هوش مصنوعی و مشارکت در آن نیست.

فشار بر حاشیه سود در کوتاهمدت تا میانمدت
لاولاک هشدار داد که برای شرکتهای فناوری اطلاعات به طور کلی، حاشیه سود در کوتاهمدت تا میانمدت با فشار قابل توجهی روبرو خواهد شد. این صنعت هنوز در مرحله سرمایهگذاری است – ظرفیت مراکز داده بیش از تقاضای مورد انتظار ساخته میشود – و بسیاری از شرکتها محصولات، خدمات و توکنهای هوش مصنوعی را با قیمتهای کاهش یافته یا رایگان ارائه میدهند تا پایگاه کاربری خود را گسترش دهند. هنوز یک مسیر روشن و استاندارد برای کسب درآمد از این زیرساختها ظهور نکرده است و ابزارهای انجام این کار به طور گسترده بین شرکتها متفاوت است.
پیام کلی این است: دوران هوش مصنوعی فرصت واقعی را برای بخش فناوری اطلاعات هند ایجاد میکند، اما مدل کسب و کار ارائه خدمات به طور بنیادی در حال دگرگونی است. شرکتهایی که هوش مصنوعی را نه فقط در آنچه میفروشند، بلکه در نحوه کار خود نیز ادغام نکنند، در خطر عقب ماندن قرار خواهند گرفت.

تحلیل تأثیر
جهش در هزینههای جهانی فناوری اطلاعات که عمدتاً توسط هوش مصنوعی هدایت میشود، نشاندهنده یک تغییر پارادایم اساسی در صنعت است. این امر نه تنها سرمایهگذاری در زیرساختهای جدید مانند سرورها و مراکز داده را تسریع میکند، بلکه فرصتهای جدیدی را برای کشورهایی مانند هند در حوزه خدمات مدیریت شده و توسعه راهحلهای مبتنی بر هوش مصنوعی ایجاد میکند. با این حال، چالشهای ساختاری، به ویژه در مورد مدل کسبوکار شرکتهای خدماتی که با فشار قیمتی از سوی مشتریان مواجه هستند، نیازمند نوآوری و سازگاری مداوم است. شرکتهایی که بتوانند هوش مصنوعی را در عملیات خود ادغام کنند و نه فقط در محصولاتشان، در بلندمدت موفقتر خواهند بود.