با پیشرفت روزافزون هوش مصنوعی، دانشجویان دانشگاهها در سراسر جهان با نگرانی فزایندهای نسبت به آینده شغلی خود روبرو هستند. این نگرانی منجر به تغییر مسیر تحصیلی بسیاری از آنها و انتخاب رشتههایی شده است که تصور میکنند در برابر اتوماسیون و جایگزینی توسط هوش مصنوعی مقاومتر هستند. دو سال پیش، جوزفین تیمپرمن، دانشجوی دانشگاه میامی، با چشماندازی روشن وارد دانشگاه شد و رشته تحلیل کسبوکار را انتخاب کرد، با این گمان که مهارتهای تخصصی لازم برای موفقیت در بازار کار را کسب خواهد کرد. اما ظهور هوش مصنوعی، محاسبات او را به هم ریخته است؛ مهارتهای پایهای مانند تحلیل آماری و کدنویسی که در حال فراگیری آنها بود، اکنون به راحتی توسط سیستمهای خودکار قابل انجام هستند.
تیمپرمن ۲۰ ساله در مصاحبهای اظهار داشت: «همه ترس این را دارند که مشاغل سطح ابتدایی توسط هوش مصنوعی گرفته شوند». این نگرانی باعث شده تا او اخیراً رشته تحصیلی خود را به بازاریابی تغییر دهد. استراتژی جدید او این است که از تحصیلات دانشگاهی برای تقویت مهارتهای تفکر انتقادی و بین فردی خود استفاده کند؛ حوزههایی که هنوز انسان در آنها برتری دارد. او تاکید کرد: «شما نمیخواهید فقط قادر به کدنویسی باشید. میخواهید بتوانید مکالمه کنید، روابطی بسازید و قادر به تفکر انتقادی باشید، زیرا در نهایت، این چیزی است که هوش مصنوعی نمیتواند جایگزین کند.» تیمپرمن با حفظ تحلیل داده به عنوان رشته فرعی و برنامهریزی برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد، نشاندهنده موجی جدید در میان دانشجویان است.
تغییر رشته دانشجویان به سمت مهارتهای انسانی
این نااطمینانی شغلی که ناشی از گسترش هوش مصنوعی است، به طور خاص دانشجویانی را که در رشتههای فناوری و علوم کاربردی تحصیل میکنند، تحت تاثیر قرار داده است. بسیاری احساس میکنند که باید در زمینه هوش مصنوعی تخصص پیدا کنند، اما همزمان نگران هستند که خودشان توسط این فناوری جایگزین شوند. طبق نظرسنجی اخیر مؤسسه سیاست دانشگاه هاروارد، حدود ۷۰ درصد از دانشجویان دانشگاهها، هوش مصنوعی را تهدیدی برای چشمانداز شغلی خود میدانند. همچنین، گزارشهای گالوپ نشان میدهد که نگرانی کارگران آمریکایی نسبت به جایگزینی توسط فناوریهای جدید در حال افزایش است.
این تغییر رویکرد تا حدی در دانشگاههای برجستهای مانند استنفورد نیز مشاهده میشود. مدیران دانشگاهی در این موسسات در بحثهایی پیرامون آینده آموزش عالی، تحول هوش مصنوعی در نحوه یادگیری دانشجویان و لزوم بازنگری در روشهای آموزشی را مورد بحث قرار دادهاند. کریستینا پاکسون، رئیس دانشگاه براون، معتقد است که نیاز به تفکر عمیق در مورد مهارتهای مورد نیاز دانشجویان برای موفقیت در بازار کار آینده، حیاتی است. او تاکید کرد: «هیچکدام از ما پاسخ قطعی را نمیدانیم. فکر میکنم ارتباطات، تفکر انتقادی و اصول بنیادین آموزش لیبرال احتمالاً مهمتر از یادگیری کدنویسی جاوا در حال حاضر هستند.»
اضطراب در میان دانشجویان علوم کامپیوتر
حتی دانشجویان رشتههایی که مستقیماً با فناوری مرتبط هستند نیز از این اضطراب در امان نماندهاند. بن آیبار، فارغالتحصیل ۲۲ ساله علوم کامپیوتر از دانشگاه شیکاگو، پس از ارسال حدود ۵۰ درخواست شغلی برای مهندسی نرمافزار، حتی یک مصاحبه نیز دریافت نکرد. او اکنون در مقطع کارشناسی ارشد علوم کامپیوتر تحصیل میکند و همزمان به عنوان مشاور هوش مصنوعی به صورت پارهوقت با شرکتها همکاری دارد. آیبار معتقد است افرادی که بتوانند با هوش مصنوعی تعامل کنند و پیچیدگیهای آن را به زبان ساده توضیح دهند، بسیار ارزشمند خواهند بود.
آوا لاولس، دانشجوی ۲۱ ساله علم داده در دانشگاه ویرجینیا، در مورد آینده شغلی رشته خود ابهام دارد. اگرچه برخی مشاوران معتقدند دانشمندان داده به دلیل نقششان در ساخت مدلهای هوش مصنوعی، در امان خواهند بود، اما گزارشهای شغلی ناامیدکننده حاکی از خلاف این موضوع است. او میگوید: «این موضوع باعث میشود نسبت به آینده احساس ناامیدی کنم. اگر تا زمان فارغالتحصیلی من، دیگر بازار کاری برای این رشته وجود نداشته باشد، چه؟» لاولس در حال بررسی تغییر رشته به سمت هنر تجسمی است که رشته فرعی اوست. او بیان میکند: «من به نقطهای رسیدهام که فکر میکنم اگر نتوانم شغل خود را به عنوان یک دانشمند داده پیدا کنم، شاید بهتر باشد هنر را دنبال کنم؛ چون اگر بیکار باشم، حداقل کاری را انجام میدهم که دوست دارم.»
تحلیل اثرگذاری
تغییر رشته تحصیلی دانشجویان به دلیل ترس از جایگزینی شغلی توسط هوش مصنوعی، نشاندهنده یک تحول عمیق در درک جامعه از آینده کار و نقش آموزش عالی است. این روند، دانشگاهها را با چالش جدی در بازنگری برنامههای درسی و آمادهسازی دانشجویان برای دنیایی که به سرعت در حال تغییر است، مواجه میکند. تاکید بر مهارتهای نرم، تفکر انتقادی و خلاقیت، بیش از پیش اهمیت یافته است، زیرا اینها قابلیتهایی هستند که هوش مصنوعی به سختی قادر به تقلید آنهاست. همچنین، این پدیده بر لزوم آموزش سواد هوش مصنوعی به دانشجویان در تمامی رشتهها تاکید میکند تا بتوانند از این فناوری به عنوان ابزاری برای ارتقای خود و شغلشان استفاده کنند، نه اینکه آن را تهدیدی برای بقای شغلی خود بدانند. دانشگاهها باید با انعطافپذیری بیشتر، مسیرهایی را برای ترکیب مهارتهای فنی و انسانی ارائه دهند تا فارغالتحصیلان بتوانند در بازار کار آینده موفق شوند.