بازار کریپتو همیشه صعودی نیست و همین موضوع معاملهگران را با یک انتخاب مهم روبهرو میکند: آیا فقط ارز دیجیتال بخریم و منتظر افزایش قیمت بمانیم یا میتوانیم از کاهش قیمت هم برای معامله استفاده کنیم؟ اسپات و فیوچرز دو روش متفاوت برای معامله در بازار رمزارزها هستند که هر کدام فرصتها و ریسکهای خاص خودشان را دارند. انتخاب اشتباه بین این دو، به خصوص در معاملات اهرمی، میتواند هزینه زیادی برای تریدرها داشته باشد. در این مطلب قصد داریم تفاوت بازار اسپات و فیوچرز را بررسی کنیم و ببینیم که هر روش برای چه نوع معاملهگر و چه شرایطی مناسبتر است.
بازار اسپات و فیوچرز چیست؟
بازار اسپات و فیوچرز هر دو روش محبوبی برای کسب درآمد در بازار کریپتو هستند اما هر کدام ویژگیهای خاص خودشان را دارند که در ادامه آنها را بررسی میکنیم.
بازار اسپات چیست؟
بازار اسپات یا نقدی، سادهترین شکل معامله در بازار کریپتو و خرید و فروش ارز دیجیتال است. در این بازار، یک دارایی با قیمت لحظهای خرید و فروش میشود و خریدار مالک ارز دیجیتال خریداریشده خواهد بود. برای مثال، اگر بیت کوین در قیمت ۷۰٬۰۰۰ دلار معامله شود و فردی در بازار اسپات ۰.۱ BTC بخرد، مالک همان مقدار بیت کوین میشود. بعد از خرید هم میتواند داراییاش را در حساب صرافی نگهداری کند یا در صورت امکان آن را به کیف پول شخصی انتقال دهد.
سود و زیان در معاملات اسپات ارتباط مستقیمی با تغییر قیمت دارایی دارد. اگر قیمت بیت کوین بعد از خرید افزایش پیدا کند، ارزش دارایی فرد بیشتر میشود و اگر قیمت کاهش یابد، ارزش آن کمتر خواهد شد. به همین خاطر معاملات اسپات معمولاً ساختار سادهتری دارد و برای افرادی که به تازگی وارد بازار شدهاند، قابلفهمتر است.
بازار فیوچرز چیست؟
فیوچرز یا معاملات آتی ساختار متفاوتی دارد. در این بازار، معاملهگر به جای خرید مستقیم ارز دیجیتال، روی قراردادی معامله میکند که قیمت آن از دارایی پایه مانند بیت کوین یا اتریوم تاثیر میگیرد. بنابراین معمولاً هدف اصلی، کسب سود از تغییرات قیمت است و معاملهگر لزوماً مالک خود دارایی نمیشود.
یکی از ویژگیهای مهم فیوچرز، امکان معامله در هر دو جهت بازار است. معاملهگر میتواند با باز کردن موقعیت خرید یا لانگ (Long) روی افزایش قیمت و با موقعیت فروش یا شورت (Short) روی کاهش قیمت معامله کند.

در بازار فیوچرز امکان استفاده از اهرم (Leverage) هم وجود دارد. اهرم به معاملهگر اجازه میدهد معاملهای بزرگتر از سرمایه اولیهاش باز کند. برای مثال، اگر کسی ۱۰۰ دلار سرمایه (وثیقه) داشته باشد و اهرم ۵ برابر را انتخاب کند، میتواند موقعیتی به ارزش ۵۰۰ دلار باز کند؛ یعنی عملاً با استفاده از اعتبار پلتفرم، قدرت معاملهاش را افزایش میدهد. در این شرایط، هم سود و هم زیان او نسبت به سرمایه اولیه با ضریب بیشتری تغییر میکند. یعنی ۱ درصد تغییر قیمت، تقریباً ۵ درصد روی سرمایه اولیه او اثر میگذارد.
تفاوت بازار اسپات و فیوچرز

همانطور که گفتیم بازار اسپات و فیوچرز تفاوتهای مهمی دارند که در ادامه آنها را دقیقتر بررسی میکنیم.
۱. مالکیت دارایی
مهمترین تفاوت اسپات و فیوچرز به چیزی برمیگردد که معاملهگر خرید و فروش میکند. در بازار اسپات، معامله روی خود دارایی انجام میشود اما در فیوچرز، موضوع معامله یک قرارداد مشتقه مرتبط با قیمت دارایی است. در نتیجه اگر فرد در بازار اسپات بیت کوین بخرد، BTC به دست میآورد؛ در حالی که باز کردن یک موقعیت فیوچرز روی بیت کوین لزوماً به معنی مالکیت BTC نیست.
۲. نوع معامله
تفاوت مهم بعدی، امکان کسب سود از جهت حرکت بازار است. معاملهگر اسپات در حالت معمول زمانی سود میکند که دارایی را در قیمت پایینتری بخرد و بعداً در قیمت بالاتری بفروشد. در فیوچرز امکان باز کردن موقعیت شورت هم وجود دارد؛ بنابراین تریدر میتواند از کاهش قیمت هم سود کند.
۳. اهرم
اهرم یکی دیگر از تفاوتهای اساسی است. معاملات عادی اسپات بدون اهرم انجام میشوند و میزان سود و زیان متناسب با سرمایهای است که وارد معامله شده است. در فیوچرز، استفاده از اهرم میتواند اندازه موقعیت را چند برابر وثیقه معاملهگر کند. همین ویژگی، فیوچرز را به بازاری پیچیدهتر و پرریسکتر تبدیل میکند.
۴. لیکوییدیشن
ریسک لیکویید شدن هم عمدتاً به معاملات اهرمی مربوط است. اگر بازار برخلاف موقعیت معاملهگر حرکت کند و میزان زیان به محدوده مشخصی برسد، صرافی ممکن است موقعیت را به طور خودکار ببندد تا زیان از وثیقه قابلپوشش فراتر نرود. در خرید معمولی اسپات چنین سازوکاری وجود ندارد؛ حتی اگر قیمت یک ارز ۹۹ درصد هم سقوط کند، تا زمانی که فرد آن را نفروخته یا اتفاق دیگری برای دارایی نیفتاده باشد، همچنان مالک آن توکن است.
۵. هزینه معاملات
هزینه معاملات هم متفاوت است. علاوه بر کارمزد معامله، قراردادهای فیوچرز دائمی ممکن است شامل پرداخت یا دریافت Funding Rate شوند. این پرداخت دورهای بین معاملهگران لانگ و شورت به نزدیک ماندن قیمت قرارداد به بازار اسپات کمک میکند.
|
ویژگی |
اسپات |
فیوچرز |
|
مالکیت دارایی |
بله |
معمولاً خیر |
|
امکان لانگ |
بله |
بله |
|
امکان شورت |
معمولاً خیر |
بله |
|
اهرم |
در معاملات عادی خیر |
معمولاً دارد |
|
ریسک لیکویید شدن |
ندارد |
در معاملات اهرمی دارد |
|
پیچیدگی |
کمتر |
بیشتر |
|
مناسب برای نگهداری دارایی |
بله |
معمولاً خیر |
فیوچرز یا اسپات؟ کدام بهتر است؟
نمیتوان گفت اسپات همیشه بهتر از فیوچرز است یا برعکس؛ چون انتخاب بین آنها به هدف معاملهگر بستگی دارد. فردی که قصد خرید ارز دیجیتال و نگهداری آن را دارد، معمولاً نیازهای متفاوتی با معاملهگری دارد که میخواهد از نوسانات کوتاهمدت بازار استفاده کند.

اسپات به خاطر ساختار سادهتر میتواند گزینه قابلفهمتری برای تازهواردان باشد. در این بازار معاملهگر به راحتی میتواند در یک صرافی کریپتویی مثل نوبیتکس ثبت نام کند، حسابش را شارژ کند، دارایی مورد نظرش را بخرد و بدون درگیر شدن با مفاهیم پیچیده آن را نگهداری کند. البته سادهتر بودن به معنی بدون ریسک بودن نیست؛ کاهش شدید قیمت همچنان میتواند ارزش سرمایه را به میزان قابلتوجهی کاهش دهد.
برای مثال فردی که به دنبال خرید ارز دیجیتال برای بلندمدت است، ممکن است بازار اسپات را متناسبتر با هدف خود بداند. در مقابل، فیوچرز ابزارهای بیشتری در اختیار تریدرهای باتجربه قرار میدهد. امکان گرفتن موقعیت شورت باعث میشود معاملهگر محدود به بازار صعودی نباشد. علاوه بر این قراردادهای فیوچرز میتوانند برای هج کردن (Hedging) یا کاهش بخشی از ریسک موقعیتهای دیگر مفید باشند.
اما همین امکانات، مدیریت ریسک بیشتری میخواهند. استفاده نادرست از اهرم میتواند حتی با یک نوسان نسبتاً کوچک، ضرر بزرگی ایجاد کند. هرچه اهرم بیشتر باشد، فاصله معامله تا لیکوییدیشن هم کمتر میشود. به همین دلیل، استفاده از فیوچرز بدون شناخت مارجین، اهرم، حد ضرر و سازوکار لیکوییدیشن ریسک بالایی دارد.
جمعبندی
اسپات و فیوچرز دو روش متفاوت برای معامله در بازار کریپتو هستند. در اسپات، معاملهگر مستقیماً دارایی را خریداری میکند و مالک آن میشود؛ اما در فیوچرز، معامله روی تغییرات قیمت انجام میشود و ابزارهایی مثل اهرم، لانگ و شورت در دسترس هستند. همین امکانات باعث میشوند معاملات فیوچرز پیچیدهتر و پرریسکتر باشند.
هر کدام از این دو نوع معامله فواید خاص خودشان را دارند و بسته به عواملی مثل استراتژی معاملاتی و تجربه سرمایهگذارها میتوانند مفید باشند. به همین خاطر سوال اصلی این نیست که کدام بازار سود بیشتری دارد؛ بلکه این است که کدام بازار با دانش، هدف و میزان ریسکپذیری معاملهگر هماهنگتر است.