در حالی که بازارهای سهام با رکوردهای جدید، نرخ بیکاری پایین و دادههای مثبت شغلی، تصویری امیدوارکننده از اقتصاد ترسیم میکنند، هزینههای انرژی به یک چالش پنهان اما جدی تبدیل شده است. افزایش قیمت نفت به دلیل تنشهای ژئوپلیتیکی، همانطور که مدیرعامل شرکت چیورون، مایک ورث، اخیراً هشدار داد، میتواند اثرات ملموسی بر مصرفکنندگان پیش از سرمایهگذاران داشته باشد. این اظهارات، که در موسسه میلکن مطرح شد، حاکی از نگرانیهایی فراتر از صرفاً نوسانات بازار نفت است و نگاهی استراتژیک به پویاییهای پیچیده اقتصادی جهانی میطلبد.
ورث به طور مشخص به احتمال بروز «نشت عرضه» (supply outages) در بخشهایی از اروپا، آسیا و استرالیا اشاره کرد که مستقیماً با مناقشات مرتبط با ایران در ارتباط است. اگرچه او اذعان داشت که ایالات متحده به دلیل تولید داخلی قوی، احتمالاً با کمبود فیزیکی مواجه نخواهد شد، اما بر این واقعیت ناخوشایند تأکید کرد که نفت یک بازار جهانی است. این بدان معناست که حتی کشورهایی با تولید داخلی بالا نیز از افزایش قیمتهای جهانی مصون نخواهند بود، چرا که پالایشگاهها در سراسر جهان برای تأمین سوخت مورد نیاز خود به دنبال جایگزین خواهند گشت و این امر منجر به افزایش قیمت شاخصهای جهانی نفت و به تبع آن، هزینههای بنزین، گازوئیل، سوخت جت و محصولات پتروشیمی در ایالات متحده خواهد شد. این افزایش هزینهها میتواند در عرض چند هفته، اقتصاد کل را تحت تأثیر قرار دهد.
پیامدهای افزایش جهانی قیمت نفت
طبق گزارش AAA، میانگین قیمت بنزین در ایالات متحده در تاریخ ۷ مه به ۴.۵۵ دلار در هر گالن رسید که نشاندهنده افزایش ۰.۲۵ دلاری در دو هفته گذشته است. این افزایش، اگرچه ممکن است در نگاه اول فاجعهبار به نظر نرسد، اما بار مالی قابل توجهی را بر دوش خانوارهایی میگذارد که پیش از این نیز با تورم مواد غذایی، هزینههای اجاره و افزایش هزینههای استقراض دست و پنجه نرم میکردند. برای یک خانوار معمولی با دو خودرو، افزایش ۰.۵۰ دلاری در هر گالن بنزین میتواند به معنای ۶۰ دلار هزینه اضافی ماهانه باشد. این موضوع در کنار سایر هزینههای رو به افزایش مانند مواد غذایی، انرژی، سود کارتهای اعتباری که در نزدیکی بالاترین سطوح چند دهه اخیر قرار دارد، و بیمه خودرو که سریعتر از رشد دستمزدها افزایش مییابد، فشار مضاعفی بر مصرفکنندگان وارد میکند. از آنجایی که حدود ۶۸ درصد از تولید ناخالص داخلی آمریکا به هزینههای مصرفکننده وابسته است، این فشارها میتوانند پیامدهای اقتصادی گستردهای داشته باشند.
اغلب سرمایهگذاران تصور میکنند که افزایش قیمت نفت عمدتاً به نفع شرکتهای انرژی مانند چیورون یا اکسون موبیل است. در حالی که سود این شرکتها با قیمت نفت خام افزایش مییابد، اما برای اقتصاد گستردهتر، تورم پایدار انرژی مانند یک مالیات عمل میکند. شرکتهای حملونقل هزینه سوخت بیشتری میپردازند، خطوط هوایی قیمت بلیت را افزایش میدهند، کشاورزان با هزینه بالاتر دیزل و کود مواجه میشوند و تولیدکنندگان هزینههای حملونقل را جذب میکنند. در نهایت، این هزینهها در قفسههای فروشگاههای مواد غذایی و خردهفروشیها منعکس میشود. حتی بخشهایی که ارتباط مستقیمی با نفت ندارند نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرند. رستورانها، هتلها و کسبوکارهای سرگرمی همگی به هزینههای اختیاری مصرفکنندگان متکی هستند. زمانی که خانوارها هزینه بیشتری برای پر کردن باک خودروی خود صرف میکنند، این پول معمولاً از سایر بخشهای هزینهکرد حذف میشود.
تأثیر شوکهای انرژی بر اقتصاد
مقایسه وضعیت فعلی با شوکهای قیمتی گذشته نفت نشاندهنده الگوهای مشابهی است. در تابستان ۲۰۰۸، با میانگین قیمت بنزین ۴.۱۱ دلار، مصرفکنندگان شاهد تضعیف قدرت خرید خود پیش از ورود به رکود بودند. در ژوئن ۲۰۲۲، زمانی که قیمت بنزین به ۵.۰۱ دلار رسید، تورم به اوج ۹.۱ درصدی خود دست یافت. در حال حاضر، با میانگین قیمت ۴.۵۵ دلار در ماه مه ۲۰۲۶، فشار بر مصرفکنندگان دوباره در حال افزایش است. این بدان معنا نیست که رکود اقتصادی قطعی است؛ دادههای اشتغال همچنان قوی هستند و گزارشهای مشاغل از انتظار فراتر رفتهاند. با این حال، شوکهای انرژی معمولاً با تأخیری چند ماهه اثر خود را نشان میدهند.
مصرفکنندگان در ابتدا با استفاده از پسانداز یا کارتهای اعتباری هزینههای بالاتر را جذب میکنند. طبق گزارش فدرال رزرو، مانده کارتهای اعتباری در سه ماهه چهارم سال گذشته ۴۴ میلیارد دلار افزایش یافته و به ۱.۲۸ تریلیون دلار رسیده است که ۵.۵ درصد نسبت به سال قبل افزایش نشان میدهد. این افزایش هزینهها، چه از طریق کاهش قدرت خرید و چه از طریق افزایش بدهی، میتواند منجر به کاهش تقاضای کل در اقتصاد شود. بنابراین، هشدار چیورون نه تنها یک موضوع انرژی، بلکه یک داستان اقتصادی و مصرفکننده است.
چالشهای سیاسی و اقتصادی در دوران ترامپ
نکته کلیدی این است که خطر اصلی، کمبود فیزیکی بنزین در ایالات متحده نیست، بلکه افزایش پایدار قیمت جهانی نفت به دلیل تنشهای ژئوپلیتیکی و محدودیتهای عرضه در سایر نقاط جهان است. این موضوع میتواند بر سیاستهای اقتصادی و حمایت عمومی از دولت دونالد ترامپ تأثیر بگذارد. ترامپ اغلب به عملکرد بازار سهام و تابآوری اقتصاد به عنوان شاهدی بر موفقیت سیاستهای خود استناد کرده است. اگر مصرفکنندگان با قیمتهای بالای بنزین در کنار تورم مواد غذایی روبرو شوند، حتی با وجود شاخصهای سهام رکوردشکن، ممکن است احساسات عمومی به سرعت تضعیف شود.
نظرسنجیهای مربوط به احساسات مصرفکننده دانشگاه میشیگان به طور مداوم نشان دادهاند که انتظارات تورمی با جهش قیمت بنزین به شدت افزایش مییابد. مصرفکنندگان تورم را نه از طریق گزارشهای شاخص قیمت مصرفکننده، بلکه مستقیماً در پمپ بنزین و فروشگاه مواد غذایی تجربه میکنند. بنابراین، نوسانات قیمت انرژی میتواند به سرعت بر درک عمومی از وضعیت اقتصادی و رضایت از دولت تأثیر بگذارد. در واقع، هشدار چیورون نه تنها یک داستان انرژی، بلکه یک داستان مصرفکننده و یک چالش سیاسی بالقوه است.
تحلیل تاثیر (Impact Analysis)
افزایش پایدار قیمت نفت، حتی اگر منجر به کمبود فیزیکی در آمریکا نشود، میتواند فشارهای تورمی قابل توجهی را بر مصرفکنندگان وارد کند. این امر مستقیماً قدرت خرید خانوارها را کاهش داده و میتواند منجر به تعدیل هزینههای اختیاری شود که بخش قابل توجهی از GDP را تشکیل میدهد. شرکتهای حملونقل، کشاورزی و تولیدی نیز با افزایش هزینههای عملیاتی مواجه خواهند شد که این هزینهها در نهایت به مصرفکنندگان منتقل میشود. از منظر سرمایهگذاری، در حالی که شرکتهای نفتی مانند چیورون و اکسون موبیل ممکن است از افزایش قیمتها سود ببرند، اقتصاد گستردهتر ممکن است با کندی رشد مواجه شود. همچنین، تأثیر روانی افزایش قیمت انرژی بر احساسات مصرفکننده میتواند به طور نامتناسبی بر دیدگاه عمومی نسبت به وضعیت اقتصادی و سیاستهای دولتی تأثیر بگذارد.