مصرف الکل، حتی در مقادیر به ظاهر کم و در محدوده «کمخطر»، میتواند تأثیرات منفی قابل توجهی بر سلامت مغز داشته باشد. تحقیقات اخیر نشان میدهد که ارتباط مستقیمی بین میزان مصرف الکل و کاهش جریان خون مغزی وجود دارد، یافتهای که تصورات پیشین درباره بیضرر بودن مصرف متعادل نوشیدنیهای الکلی را به چالش میکشد.
این مطالعه جدید بر روی بزرگسالان سالمی متمرکز بود که الکل مصرف میکردند اما میزان مصرف آنها فراتر از محدودیتهای تعیینشده به عنوان «کمخطر» نبود. با استفاده از تکنیکهای تصویربرداری پیشرفته مانند MRI، پژوهشگران توانستند ارتباط بین مصرف الکل و شاخصهای کلیدی سلامت مغز، از جمله ضخامت قشر مغز، حجم مغز و بهویژه جریان خون مغزی (پرفیوژن) را بررسی کنند. نتایج این بررسیها نشاندهنده یک روند نگرانکننده است.
چالش کشیدن ایده مصرف الکل «کمخطر»
مصرف الکل یکی از رفتارهای رایج در جوامع مختلف است. در حالی که سازمانهای بهداشتی مانند مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها (CDC) در ایالات متحده، مصرف متعادل را به زنها روزانه یک نوشیدنی و به مردان دو نوشیدنی محدود میکنند، تحقیقات جدیدتر این مرزها را زیر سوال بردهاند. در گذشته، برخی مطالعات به فواید احتمالی مصرف متعادل الکل، از جمله مزایای روانی و کاهش خطر بیماریهای قلبی اشاره داشتند، اما شواهد علمی کنونی به سمت این دیدگاه حرکت میکند که هیچ میزان مصرف الکلی کاملاً ایمن نیست.
تحقیقات اخیر نشان دادهاند که حتی مصرف متعادل الکل میتواند با آسیب DNA همراه باشد و خطر ابتلا به برخی انواع سرطان را افزایش دهد. مطالعه اخیر با هدف بررسی دقیقتر تأثیرات عصبی مصرف الکل در افرادی که خود را در محدوده مصرف «کمخطر» طبقهبندی میکنند، انجام شده است. تیم تحقیقاتی، ۴۵ فرد سالم با سنین ۲۲ تا ۷۰ سال را که سابقه اختلال مصرف الکل نداشتند، مورد بررسی قرار دادند. از پرسشنامهها برای ارزیابی میزان مصرف الکل در طول عمر و غربالگری عوامل مؤثر بر سلامت مغز مانند اختلالات عصبی، روانی و مصرف اخیر مواد استفاده شد.

سپس، با استفاده از اسکنهای MRI، معیارهایی نظیر ضخامت قشر مغز، حجم مغز و جریان خون مغزی (پرفیوژن) اندازهگیری شد. دانشمندان ارتباط بین الگوهای مصرف الکل شرکتکنندگان و این شاخصهای مغزی را، با در نظر گرفتن اثرات ترکیبی سن و میزان کل مصرف الکل در طول عمر، تحلیل کردند.
کاهش جریان خون مغزی، بهویژه در سالمندان
تجزیه و تحلیل دادههای MRI و خوداظهاری شرکتکنندگان در مورد مصرف الکل، یافتههای مهمی را آشکار ساخت. نتایج نشان داد که سطوح پایین مصرف الکل با کاهش جریان خون مغزی مرتبط است. جریان خون ناکافی اکسیژنرسانی به مغز را مختل کرده و میتواند پیامدهای جدی برای عملکرد شناختی داشته باشد.
نکته قابل توجه این بود که افراد با میانگین مصرف ماهانه الکل بالاتر، کاهش بیشتری در جریان خون مغزی خود نشان دادند. این کاهش بهویژه در نواحی قشر پیشانی و گیجگاهی مغز مشاهده شد؛ مناطقی که مسئولیت عملکردهای حیاتی مانند تفکر، حافظه و زبان را بر عهده دارند. کاهش طولانیمدت جریان خون در این نواحی میتواند به زوال شناختی منجر شود.
همچنین، پژوهشگران دریافتند که این اثرات در بزرگسالان مسنتر تشدید میشود. ترکیب افزایش سن با مصرف بالاتر الکل در طول عمر، با کاهش گسترده جریان خون در اکثر نواحی مغز مرتبط بود. علاوه بر این، مشخص شد که بزرگسالان مسنتر با میانگین مصرف الکل بالاتر در طول عمر، قشر مغزی نازکتری دارند. نازک شدن قشر مغز در سالمندان میتواند خطر زوال شناختی یا زوال عقل را افزایش دهد.
نویسندگان مطالعه، استرس اکسیداتیو را به عنوان یک توضیح احتمالی برای این یافتهها مطرح کردهاند. استرس اکسیداتیو باعث آسیب سلولی شده و با روند پیری و التهاب در بدن مرتبط است. دکتر تیموتی سی. دورازو، نویسنده اصلی این پژوهش، بیان داشت که گامهای بعدی شامل بررسی ارتباط بین مصرف کم الکل و معیارهای تعادل، هماهنگی و مهارتهای حرکتی در گروه بزرگتری از شرکتکنندگان است. او تأکید کرد که برای تأیید این یافتهها، مطالعات بزرگتری با جامعه آماری وسیعتر ضروری است.
یافتهها به عنوان یک «سیگنال هشدار»
دکتر دونگ ترین، متخصص داخلی و مدیر ارشد پزشکی کلینیک مغز سالم، در مورد این مطالعه اظهار داشت: «برای سالهای متمادی، پیام عمومی این بود که مصرف کم یا متعادل الکل ممکن است بیضرر یا حتی در برخی موارد مفید باشد. این مطالعه این ایده قدیمی را به چالش میکشد و نشان میدهد که حتی مصرف الکل در محدوده سنتی «کمخطر» نیز ممکن است با تغییرات قابل اندازهگیری در مغز همراه باشد.»
ترین خاطرنشان کرد که این مطالعه به دلیل کوچک بودن و مشاهدهای بودن، در حال حاضر بر دستورالعملهای مصرف الکل تأثیر نمیگذارد. وی افزود: «این یافتهها باید به عنوان یک سیگنال هشدار معتبر در نظر گرفته شوند تا دلیلی بر اینکه مصرف کم الکل مستقیماً باعث آسیب مغزی میشود. نکته اصلی این است که «کمخطر» به معنای «بدون خطر» نیست.» او ابراز امیدواری کرد که تحقیقات بیشتری برای درک بهتر این موضوع، بهویژه با جمعیتهای متنوعتر و بزرگتر، انجام شود.