مدل کسبوکار سیاست در آمریکا روشن و شفاف است: فساد. این فساد در سال ۲۰۲۴ توسط ابر کمیتههای سیاسی (Super PACs) مرتبط با ارزهای دیجیتال به اوج خود رسید. استراتژی آنها شامل حذف رقبای برجسته، حمایت از چهرههای نوظهور و جذب نامزدهای ریاستجمهوری برای پیشبرد اهدافشان است. این ابر کمیتهها با بهرهگیری از این استراتژی، سیاستهای مرتبط با ارزهای دیجیتال را در آمریکا از وضعیتی منطقی و قابل قبول به وضعیتی تقریباً بیقانون تبدیل کردند. اکنون، با الگوبرداری از همین استراتژی، ابر کمیتههای هوش مصنوعی در حال جمعآوری صدها میلیون دلار برای جلوگیری از قانونگذاری در این حوزه هستند. اگر این روند ادامه یابد، حتی پیش از آنکه هوش مصنوعی به سطحی از قابلیت برسد که خطرات وجودی برای بشریت ایجاد کند، دولت قادر به هیچ اقدامی نخواهد بود.
ابر کمیتههای سیاسی از سال ۲۰۱۰، یعنی پس از رأی دیوان عالی در پرونده Citizens United vs. FEC، بخشی از فضای سیاسی آمریکا بودهاند. بسیاری بر این باورند که این تصمیم راه را برای ابر کمیتهها هموار کرد. سناتورهایی مانند برنی سندرز نیز به درستی از آسیبهای ابر کمیتهها به دموکراسی آمریکا انتقاد کرده و خواستار لغو تصمیم Citizens United شدهاند. استدلال رایج این است که تنها با لغو این تصمیم میتوان ابر کمیتهها را پایان داد. اما این دیدگاه، با توجه به عدم احتمال لغو این تصمیم توسط دیوان عالی فعلی، ناامیدکننده به نظر میرسد.
ریشههای قانونی و اشتباه برداشت از ابر کمیتههای سیاسی
نقش تصمیم SpeechNow v. FEC در ایجاد ابر کمیتهها
برخلاف تصور رایج، تصمیم Citizens United مستقیماً ابر کمیتههای سیاسی را ایجاد نکرد. این کمیتهها در نتیجه یک تصمیم دادگاه فدرال پایینتر به نام SpeechNow v. FEC شکل گرفتند. این دادگاه با تفسیر اصول Citizens United، ابر کمیتهها را تأسیس کرد. به باور نگارنده، این تصمیم دادگاه پایینتر مسئول اصلی ظهور ابر کمیتههاست و اشتباهی آشکار در تفسیر قوانین محسوب میشود؛ هرچند اثبات این اشتباه چند سال به طول انجامید.
برای درک بهتر این موضوع، باید ابتدا به تصمیم دیوان عالی در پرونده Citizens United پرداخت. در این پرونده، دیوان عالی رأی داد که اگر یک شرکت هزینههای خود را به طور مستقل از یک نامزد سیاسی خرج کند، هیچ خطری مبنی بر فساد از نوع «قوچبهقوچ» (quid pro quo) وجود ندارد. از آنجایی که تنها مبنای شناخته شده برای محدود کردن سخنرانی سیاسی، خطر فساد قوچبهقوچ بود، نتیجه منطقی این بود که هیچ محدودیتی برای میزان این هزینههای مستقل وجود ندارد.
منطق دیوان عالی در Citizens United و تفسیر نادرست آن
بسیاری در درک بخش اول این استدلال که چگونه هزینههای مستقل نمیتوانند خطر فساد قوچبهقوچ ایجاد کنند، دچار سردرگمی میشوند. این تصور که فردی ثروتمند با صرف دهها میلیون دلار برای حمایت از یک نامزد یا مخالفت با رقیب او، هیچ معاملهای پشت پرده نداشته باشد، برای اکثر افراد باورکردنی نیست.
اما منطق دیوان عالی، اگرچه مبتنی بر دنیای واقعی نبود، کاملاً درست بود. منظور قاضی کندی این بود که اگر هزینه کردن «مستقل» باشد، خطر فساد قوچبهقوچ وجود ندارد. به عبارت دیگر، اگر فساد قوچبهقوچ وجود داشته باشد، آن هزینهها قطعاً مستقل نیستند. نکتهای که قاضی کندی مطرح کرد، یک ادعای منطقی بود، نه ادعایی درباره واقعیتهای دنیای خارج. در دنیای واقعی، اگر هزینهای مستقل نباشد، طبق قانون به عنوان یک سهم غیرقانونی تلقی شده و نهاد هزینهکننده مسئول پیگرد کیفری خواهد بود. اما در دنیای منطق، که دیوان عالی در تصمیم Citizens United در آن سیر میکرد، هزینه «مستقل» به دلیل استقلال خود، خطر فساد قوچبهقوچ ایجاد نمیکند.
تفاوت بین هزینههای مستقل و کمکهای مالی
سه ماه پس از Citizens United، دادگاه تجدید نظر ناحیه کلمبیا این منطق را بسط داد: اگر هزینههای یک ابر کمیته سیاسی مستقل باشد، پس کمکهای مالی به آن کمیته نیز باید مستقل باشد. یا به طور مستقیمتر، اگر هزینه مستقل باشد، دادگاه استدلال کرد که کمکی به کمیتهای که آن هزینه را انجام داده، نمیتواند شامل فساد قوچبهقوچ باشد.
این نتیجهگیری، از نظر منطقی، صحیح نیست. دلیل آن تفاوت بین چگونگی تنظیم مقررات هزینهها و چگونگی تنظیم مقررات کمکهای مالی است. هزینههای یک کمیته سیاسی مستقل تنها در صورتی مستقل تلقی میشوند که «هماهنگ» نباشند. «هماهنگ» یک اصطلاح حقوقی است و قانون، محدودیتهایی را مشخص میکند که رعایت آنها، هزینه را مستقل میسازد.
اما هیچ مقررات ضد هماهنگی مشابهی برای اهداکنندگان وجود ندارد و از نظر قانون اساسی نیز نمیتواند وجود داشته باشد. یک کمیته سیاسی مستقل میتواند کارکنان خود را ملزم به عدم هماهنگی با کمپین کند. اما هنگامی که این کمیته کمکی مالی دریافت میکند، هیچ راهی برای دانستن اینکه اهداکننده چگونه با یک نامزد هماهنگ کرده است، ندارد. هیچ قانونی، هماهنگی بین یک نامزد و حامیانش را ممنوع نمیکند و از نظر قانون اساسی نیز نمیتواند ممنوع کند، زیرا چنین قانونی نقض آشکار حقوق انجمن آزاد خواهد بود.
پرونده سناتور منندز: اثبات عملی اشتباه در تفسیر
اگر این موضوع در سال ۲۰۱۰ کاملاً روشن نبود، آمریکا باید سپاسگزار سناتور سابق نیوجرسی، رابرت منندز، باشد که پنج سال بعد آن را کاملاً واضح کرد. در سال ۲۰۱۵، منندز به اتهام فساد قوچبهقوچ متهم شد. او به دریافت رشوه متهم بود: در ازای قول مساعدت از سوی دولت، یک تاجر ثروتمند فلوریدایی قول داد صدها هزار دلار به ابر کمیته سیاسی منندز کمک کند. این همان فساد قوچبهقوچ بود که از طریق کمک مالی به یک ابر کمیته سیاسی صورت گرفت؛ همان چیزی که دادگاه استدلال کرده بود نمیتواند اتفاق بیفتد.
جرم منندز یک اتفاق نادر نیست. موارد متعددی وجود دارد که اهداکنندگان در ازای دریافت امتیازات دولتی، قول کمکهای کلان به ابر کمیتههای سیاسی نامزدها را میدهند. کل رویه سیاست در آمریکا با این فساد آلوده شده است. اکنون سوال اساسی این است که آیا این رویه فساد قوچبهقوچ توسط متمم اول قانون اساسی محافظت میشود؟
مسیر پیش رو: پرونده مِین و امید به اصلاح
پروندهای که ابر کمیتهها را ایجاد کرد، هیچگاه به دیوان عالی ارجاع داده نشد. پس از آن، چندین دادگاه تجدید نظر دیگر نیز همین استدلال را پذیرفتند و اعلام کردند که کمکهای مالی به ابر کمیتههای سیاسی مستقل، خطر فساد قوچبهقوچ ایجاد نمیکند. با تثبیت این اصل، ابر کمیتهها قدرت گرفتند. طبق محاسبات نیویورک تایمز، سهم پول در سیستم انتخاباتی فدرال که از سوی میلیاردرها تأمین میشود، از ۰.۳٪ در سال ۲۰۱۰ به ۱۹٪ در سال ۲۰۲۴ افزایش یافته است؛ یعنی رشدی ۶۳ برابری در ۱۴ سال.
اکنون مردم ایالت مِین فرصتی به دیوان عالی دادهاند تا این خطا را اصلاح کند. در نوامبر ۲۰۲۴، بیش از ۷۴.۹٪ از رأیدهندگان مِین، با تصویب یک ابتکار عمل، ابر کمیتهها را ممنوع کردند. بلافاصله دو ابر کمیته سیاسی این ابتکار را به چالش کشیدند و دادگاه منطقهای مِین، با پیروی از تصمیمات قبلی، آن را رد کرد.
اما برخلاف تمام تصمیمات قبلی، دادگاه منطقهای اذعان کرد که کمکهای مالی به ابر کمیتههای سیاسی مستقل میتواند خطر فساد قوچبهقوچ ایجاد کند. با این حال، قاضی ابتکار عمل را رد کرد. این وضعیت اکنون به دادگاه استیناف حوزه اول این فرصت را میدهد تا این اشتباه آشکار را اصلاح کند. اگر این دادگاه به سرعت رأی دهد، دیوان عالی فرصت خواهد داشت به سوالی پاسخ دهد که هرگز به آن نپرداخته است: اگر کمکهای مالی خطر فساد قوچبهقوچ ایجاد میکنند، آیا مردم مِین قدرت محدود کردن آنها را دارند؟
تحلیل تاثیر
با توجه به رویه ۵۰ سال گذشته دیوان عالی در امور مالی کمپینهای انتخاباتی، به نظر میرسد پاسخ مثبت باشد. بارها و بارها دیوان عالی تأیید کرده است که اگر کمکی، خطر فساد را ایجاد کند، میتوان آن را محدود کرد. شکی نیست که کمکهای مالی کنونی به ابر کمیتهها، خطر فساد قوچبهقوچ را به همراه دارد. بنابراین، اگر دادگاه حوزه اول به سرعت عمل کند، امیدی وجود دارد که این ابتکار عمل تأیید شود و دیوان عالی فرصتی برای رسیدگی به آن در دوره آتی خود داشته باشد. اگر دیوان عالی رویه خود را به طور مداوم اعمال کند، تا سال ۲۰۲۸ میتوان در دموکراسی بدون ابر کمیتهها زندگی کرد، حتی اگر Citizens United لغو نشود.