در اوایل سال ۲۰۲۰، با فراگیر شدن همهگیری کووید-۱۹ و کاهش چشمگیر فعالیتهای روزمره انسانی در سراسر جهان، دانشمندان پدیدهای بیسابقه و قابل توجه را مشاهده کردند. این کاهش ناگهانی در تحرکات و رفت و آمدهای انسانی، فرصتی نادر و منحصربهفرد را برای محققان فراهم آورد که آن را «آزمایش طبیعی کمیاب» توصیف کردند؛ فرصتی برای مطالعه دقیق و بیواسطه چگونگی واکنش اکوسیستمها به کاهش ناگهانی فشارها و اختلالات ناشی از حضور انسان.
این دوره بیسابقه، زمینهساز شکلگیری مفهومی جدید در بومشناسی رفتاری شد که به درک عمیقتر روابط پیچیده بین انسان و حیات وحش کمک شرد. محققان از دادههای ردیابی GPS برای مقایسه الگوهای حرکتی حیوانات در قبل، حین و بعد از قرنطینهها استفاده کردند که نتایج شگفتانگیزی را آشکار ساخت و دیدگاههای تازهای درباره انعطافپذیری و سازگاری گونههای مختلف جانوری ارائه داد.
مفهوم آنتروپاز و اهمیت علمی آن
اصطلاح «آنتروپاز» (Anthropause) در همان سال ۲۰۲۰ توسط بومشناس رفتاری، کریستیان روتز و همکارانش معرفی شد تا این کاهش ناگهانی و جهانی در فعالیتهای انسانی را توصیف کند. روتز این واژه را به معنای «توقف انسانی» تبیین کرد و آن را دورهای غیرمعمول از آرامش سیارهای دانست که به دلیل قرنطینههای اولیه کووید-۱۹ رخ داد.
چند سال بعد، روتز تعریف رسمیتری از این اصطلاح ارائه داد و آنتروپاز را «کاهش غیرمعمول، قابل توجه، موقتی و در مقیاس قارهای تا جهانی در تحرک انسان» توصیف کرد. این مفهوم به محققان کمک کرد تا آنچه را که در حال وقوع بود، به عنوان پدیدهای بیسابقه قاببندی کنند: تغییری جهانی در الگوهای حرکتی انسان که به دانشمندان اجازه داد مشاهده کنند چگونه حیات وحش در مواجهه با کاهش ناگهانی اختلالات روزمره پاسخ میدهد.
تأثیرات اولیه آنتروپاز بر حیات وحش
در طول دوره آنتروپاز، بسیاری از گونههای حیوانی الگوهای رفتاری غیرمنتظرهای از خود نشان دادند. دادههای ردیابی GPS، این تغییرات را به وضوح نشان دادند. برای مثال، در شهرهایی مانند سان فرانسیسکو در ایالات متحده و بارسلونا در اسپانیا، شیرهای کوهستانی و گرازهای وحشی در مناطقی مشاهده شدند که به طور معمول تحت سلطه انسانها بودند و کمتر جرأت نزدیک شدن به آنها را داشتند.
این مشاهدات نشان داد که حیوانات فرصت را غنیمت شمرده و به زیستگاههایی بازگشتند که پیش از این به دلیل فعالیتهای انسانی از آنها دور شده بودند. در پارک ملی یلوستون، تغییر در تعداد بازدیدکنندگان، الگوهای حرکتی گوزن و شاخدار (Pronghorn) را تغییر داد و به آنها امکان داد تا در بخشهایی از پارک که معمولاً شلوغ بودند، آزادانهتر حرکت کنند.
تغییرات در محیطهای آبی و صوتی
تأثیر آنتروپاز تنها به خشکی محدود نشد و محیطهای آبی را نیز دربرگرفت. کاهش تردد کشتیها و قایقها در آبهای ساحلی، منجر به تغییرات چشمگیری در محیطهای صوتی زیر آب شد. این کاهش نویزهای صنعتی مداوم، به طور مستقیم بر گونههای حساس به صدا در اکوسیستمهای دریایی تأثیر گذاشت.
کاهش آلودگی صوتی زیر آب، فرصتی برای محققان فراهم آورد تا چگونگی ارتباط، جستجوی غذا و بقای حیوانات دریایی مانند دلفینها، نهنگها و گونههای ماهی را در محیطی آرامتر بررسی کنند. این مطالعات اهمیت کاهش آلودگی صوتی برای سلامت اکوسیستمهای دریایی و بهبود شرایط زندگی جاندارانی که برای بقا به حس شنوایی خود وابسته هستند را برجسته کرد.
پیچیدگی پاسخ حیوانات: مهاجرت و جستجوی غذا
اما این تغییرات یکنواخت نبودند و حیوانات پاسخهای متفاوتی نشان دادند. همانطور که بومشناس حرکتی، مارتین ویکلسکی، توضیح میدهد: «انسانها به طرق مختلف بر حرکت حیوانات در سراسر جهان تأثیر میگذارند، اما اثرات بسته به شرایط متفاوت است.» در برخی مناطق، با افزایش بازدید مردم از فضاهای طبیعی، حیوانات به عقب رانده شدند، در حالی که در مناطق دیگر، حیات وحش زیستگاههایی را که پیش از این تحت سلطه انسان بودند، دوباره تسخیر کردند.
حضور انسان به طرق مختلف رفتار حیات وحش را شکل میدهد. جادهها، ساختمانها و سر و صدا بر محل زندگی و احساس امنیت حیوانات تأثیر میگذارند. هنگامی که این فشارها به طور موقت در طول قرنطینهها کاهش یافتند، برخی گونهها دامنه پراکنش خود را گسترش دادند یا در طول ساعات روشنایی روز فعالتر شدند. اما گونههای دیگری که برای منابع غذایی به انسانها وابسته بودند، با مشکل مواجه شدند. مرغان دریایی شهری که به پسماندهای غذایی وابسته بودند، با تعطیلی رستورانها منابع غذایی قابل پیشبینی خود را از دست دادند، در حالی که میمونها در مناطق گردشگری با کمبود ناگهانی غذا روبرو شدند.
بازگشت به الگوهای رفتاری قبلی و درسهای آموختهشده
با از سرگیری فعالیتهای انسانی، بسیاری از گونههای جانوری به سرعت به الگوهای رفتاری قبلی خود بازگشتند. این نشان میدهد که «آنتروپاز» چیزی پیچیدهتر از یک «بازگشت ساده به طبیعت» را آشکار کرد. همانطور که روتز اشاره میکند، یافتهها نشان دادند که روابط انسان و حیات وحش بسیار متنوع است و برای برخی از گونهها، انسانها حتی منابع ارزشمندی را نیز فراهم میکنند.
این دوره به وضوح نشان داد که حتی تغییرات کوچک و موقتی نیز میتوانند رفتار حیوانات را دگرگون کنند. این درک عمیقتر از تأثیر انسان بر حیات وحش، بینشهای حیاتی را برای تلاشهای حفاظتی آینده ارائه میدهد و اهمیت در نظر گرفتن تمام ابعاد تعاملات انسانی با طبیعت را در برنامهریزیهای زیستمحیطی یادآوری میکند.